اصول دین نبوت
تسنیم | فرهنگی و هنری | سه شنبه، 27 دی 1401 - 14:25
تمام انسان ها قابلیت بهره از نور فطرت را دارند و خوب و بد اعمال را به خوبی درک می کنند، هرچند عموماً به ندای فطرت گوش نمی دهند و به گناهان و خطاهای خود می پردازند. ابراهیم نبی علیه السلام پیامبری بود که خالصانه به ندای فطرت پاسخ داد.
خلاصه خبر
خداوند در آیات 120 و 121 سورهی نحل میفرماید «إِنَّ إِبْراهیمَ کانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنیفاً وَ لَمْ یَکُ مِنَ الْمُشْرِکینَ» به راستى ابراهیم، یک امت بود که نسبت به خداوند سر تسلیم داشت در حالی که حنیفانه رفتار میکرد و از مشرکان نبود.
«شاکِراً لِأَنْعُمِهِ اجْتَباهُ وَ هَداهُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ» [و] نعمتهاى او را شکرگزار بود.
[خدا] او را برگزید و به صراط مستقیم هدایتش کرد.
ابراهیم نبی علیهالسلام پیامبری بود که خالصانه به ندای فطرت پاسخ داد و با این الگوی توحیدی حرکت کرد و به این ترتیب تمام ابعاد وجودشاش پاک و زلال شد تا حدی که خود وی مجرای نور فطرت خدا در پهنه عالم شد و در یک کلام، حنیفانه زندگی کرد.
خود ابراهیم نبی علیهالسلام نیز وقتی از ماهپرستان و خورشیدپرستان رویگردان میشود، خطاب به آنها میگوید «إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذی فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنیفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِکینَ (79 انعام) یعنی من از روى حنیفیت، روى خود را به سوى کسى گردانیدم که آسمانها و زمین را فطر کرده است؛ و من از مشرکان نیستم.
تسنیم | فرهنگی و هنری | چهارشنبه، 14 دی 1401 - 09:58
مدت بارداری حضرت مریم(س) مانند سایر افراد 9 ماه نبود، بلکه بسیار کم بود؛ در بعضی از روایات به چند ساعت یا چند روز اشاره شده است.
خلاصه خبر
آنطور که این محقق اسلامی توضیح میدهد، نحوه تولد حضرت عیسی علیه السلام به هیچ وجه مانند سایر انسانها نبود.
یعنی مدت کوتاهی گذشت و همین که حضرت جبرئیل علیه السلام به آن بانوی مکرم نوید تولد فرزند را داد، ایشان باردار شده و خیلی زود حضرت عیسی علیه السلام در رحم مادر مراحل جنینی را گذرانده و متولد شد.
چون اصلاً تولد آن حضرت استثنایی بود و شباهتی به تولد سایر انسانها نداشته است.
یاد کردن خداوند از حضرت عیسی علیه السلام در قرآن
یکی از پیامبران بزرگ الهی که نامش در قرآن کریم بارها تکرار شده، حضرت عیسی علیه السلام است.
نام آن حضرت به چه عبارتها و عناوینی در قرآن آمده است؟
نام مبارک حضرت عیسی علیه السلام 23 مرتبه در قرآن کریم عنوان شده است و در هر جا به ماجرای تولد، معجزات، نبوت و سرانجام آن حضرت اشارههایی شده است.
البته از حضرت عیسی علیه السلام با عنوان مسیح هم یاد شده.
صدایی که حضرت مریم سلامالله علیها شنید
این ماجرا به زمانی اشاره دارد که حضرت عیسی علیه السلام به دنیا آمده و مادر او را در آغوش گرفته است.
یعنی در ابتدا حضرت جبرئیل علیه السلام بر حضرت مریم سلامالله علیها نمایان شده و به ایشان مژده داد که خداوند به تو پسری عنایت میفرماید.
نکته مهم این است که نحوه تولد حضرت عیسی علیه السلام به هیچ وجه مانند سایر انسانها نبود.
یعنی مدت کوتاهی گذشت و همین که حضرت جبرئیل علیه السلام به آن بانوی مکرم نوید تولد فرزند را داد، ایشان باردار شده و خیلی زود حضرت عیسی علیه السلام در رحم مادر مراحل جنینی را گذرانده و متولد شد.
وقتی حضرت مریم سلامالله علیها آرزوی مرگ کرد
حضرت مریم سلامالله علیها دارای پدر و مادر مؤمن و شناختهشدهای بود.
صدای نوازد یا حضرت جبرئیل؟
اما گروهی از مفسران بر این باور هستند که آن صدا از سوی حضرت جبرئیل علیه السلام بوده.
به این صورت که حضرت مریم سلامالله علیها بر بالای تپهای رفته بود و حضرت جبرئیل علیه السلام از پایین تپه ایشان را صدا کرد و این مطلب را اعلام فرمود.
از طرف دیگر مفسرانی که صدا را به حضرت جبرئیل نسبت دادهاند، اینطور نوشتهاند که حضرت عیسی علیه السلام تا وقتی که مقابل مردم نبود و با آنها مواجه نشده بود، سخنی نگفته بود.
علت توصیه به خوردن و آشامیدن از طرف حضرت عیسی علیه السلام چه بود؟
مهر | دین و اندیشه | دوشنبه، 05 دی 1401 - 09:44
استاد حوزه علمیه گفت: تنها راه اتصال انسان به پروردگار عالم، عبودیت و عبادت است این اتصال وقتی برقرار شود بین انسان و خدا ایجاد سنخیت میشود.
خلاصه خبر
انصاریان ادامه داد: البته فوران قدرت عبودیت و عبادت برای هر کسی به تناسب ظرفیت و گنجایش و اخلاص اوست این طور نیست که همه مؤمنان که دارای روحیه عبودیت و حرکت عبادی هستند یک قدرت داشته باشد.
این مقام بهترین مقام برای انسان است، یک مقامی است که پروردگار مهربان عالم ۱۲۴ هزار پیامبر را به این مقام ستوده و تعریف کرده است.
رسالت درخت عرصه عبودیت و عبادت بوده بر همین اساس زمانی که پروردگار نام پیامبری را در قرآن ذکر میکند تحت این عنوان از او یاد میشود.
انصاریان با بیان آیهای اطهار داشت: خداوند در قرآن کریم میفرماید در دین من تفرقه و جدایی ایجاد نکنید؛ انسان اگر به دستورات الهی به حالت گزینشی عمل کند مورد تأیید پروردگار نیست.
وی با اشاره به اینکه آمرزش خداوند همیشگی و دائمی است گفت: انسان گناهکار هر زمان از معصیت خود توبه کند خداوند او را میآمرزد.
تنها خداوند میتواند برای انسانها سرمشق انتخاب کند و این لطف الهی به انسان است.
استاد حوزه علمیه در پایان خاطرنشان کرد: تنها راه اتصال انسان به پروردگار عالم، عبودیت و عبادت است این اتصال وقتی برقرار شود بین انسان و خدا ایجاد سنخیت میشود.
مهر | فرهنگی و هنری، فرهنگی و هنری | یکشنبه، 04 دی 1401 - 14:34
برنامه رادیویی «کتاب فرهنگ» شامگاه یکشنبه ۴ دی به مناسبت میلاد حضرت عیسی (ع) به معرفی و بررسی کتابهایی درباره این پیامبر عظیم الشان اختصاص دارد.
خلاصه خبر
به گزارش خبرگزاری مهر، در برنامه امشب «کتابفرهنگ» که از ساعت ۲۰ از رادیو فرهنگ روی موج اف ام ردیف ۱۰۶ مگاهرتز پخش میشود، امین خرمی به عنوان کارشناس برنامه با پدرام حکیمزاده، نویسنده کتابهای پژوهشی درباره حضرت عیسی مسیح (ع) به گفتوگو مینشیند.
«کتاب فرهنگ» برنامه زندهای از گروه کتاب رادیو فرهنگ است که هرشب ساعت ۲۰ پخش میشود.
خداى سبحان بعد از آنكه اين حقيقت (يعنى وصف ارشاد مردم به وسيله وحى) را در آيه مورد بحث و در بسيارى از موارد كلامش ذكر كرد، از مردانى كه متكفل اين وظيفه اند تعبيرهايى مختلف كرده، يعنى دو جور تعبير كرده، كه كانه نظير تقسيم است يكى رسول، و يكى هم نبى، يك جا فرموده:" وَ جِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَداءِ" 1. و جايى ديگر فرموده:" يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ ما ذا أُجِبْتُمْ" 2.
و معناى اين دو تعبير، مختلف است، رسول كسى است كه حامل رسالت و پيامى است، و نبى كسى است كه حامل خبرى باشد، پس رسول شرافت وساطت ميان خدا و خلق دارد، و نبى شرافت علم به خدا و به اخبار خدايى.
مهر | دین و اندیشه | دوشنبه، 02 آبان 1401 - 15:41
چاپ دوم کتاب «اثبات خاتمیت» اثر محمدرضا ربانی به همت مؤسسه بوستان کتاب در ۲۰۸ صفحه منتشر شد.
خلاصه خبر
این کتاب از چهار طریق براهین عقلی و کلامی و عرفانی، آیات قرآنی، اخبار و احادیث معصومان (ع) و معجزات آشکار و آثار علمی و عملی حضرت ختمی مرتبت (ص) به اثبات خاتمیت حضرت محمد (ص)، پرداخته است.
«در اثبات خاتمیت از راه معجزه علمی و عملی» عنوان چهارمین اشراق است که در این راستا به اعجاز قرآن و بیان برخی از وجوه آن، اشتمال بر امّهات اسماً و صفات الهی، اشمال بر امهات علوم ماورای طبیعی، اشتمال بر عالیترین مراتب توحید، بیان بالاترین مراتب حکمت، بیان بالاترین درجات علم اخلاق و سیبر و سلوک، بیان رخدادهای گذشته، خبر دادن از اکتشافات و اختراعات، شیرینی و حلاوت معنوی، زنده بودن در همه زمانها، اشتمال بر حقایق پنهان، خبر دادن از اجتماع اهل زمین با کرات دیگر و… پرداخته شده است.
مهر | دین و اندیشه | چهارشنبه، 27 مهر 1401 - 09:30
چه کسی گفته دنیا بد است؟ جواب این است که این مذمت یا حُسن، تابع نظر ماست. اگر ما به دنیا نظر ابزاری کردیم، باور کردیم که وسیله است اشکالی ندارد اما اگر هدفش دنیا باشد،بهرهای در آخرت ندارد.
خلاصه خبر
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در این باره میفرمایند: «وَ لَقَدْ کَانَ فِی رَسُولِ اللَّهِ (صلیالله علیه وآله) کَافٍ لَکَ فِی الْأُسْوَةِ وَ دَلِیلٌ لَکَ عَلَی ذَمِّ الدُّنْیَا وَ عَیْبِهَا»؛ الگو بودن ۳؛ پیغمبر (صلیالله علیه وآله) برای شما کافیست، زیرا دنیا بسیار نارسا و معیوب است «وَ کَثْرَةِ مَخَازِیهَا وَ مَسَاوِیهَا»؛ زشتیها و پلیدیهایش چقدر زیاد است «إِذْ قُبِضَتْ عَنْهُ أَطْرَافُهَا»؛ چیزی از دنیا در اختیار او قرار داده نشد «وَ وُطِّئَتْ لِغَیْرِهِ أَکْنَافُهَا»؛ و اکناف دنیا در اختیار غیر او قرار داشت «وَ فُطِمَ عَنْ رَضَاعِهَا»؛ مثل بچهای که از شیر گرفته میشود پیغمبر از دنیا گرفته شد «وَ زُوِیَ عَنْ زَخَارِفِهَا»؛ از زیورهای دنیا دور شد.
حضرت امیر (علیه السلام) در مورد خصوصیات پیامبر (صلیالله علیه و آله) میفرماید: «وَ لَقَدْ کَانَ (صلیالله علیه و آله) یَأْکُلُ عَلَی الْأَرْض»؛ روی زمین مینشست و همانجا غذا میخورد «وَ یَجْلِسُ جِلْسَةَ الْعَبْد»؛ مانند بردگان مینشست «وَ یَخْصِفُ بِیَدِهِ نَعْلَه»؛ پیغمبر به جای اینکه کفش نو بخرد یا آن را به دیگری بدهد تا وصله بزند، با دست خودش وصله میزد «وَ یَرْقَعُ بِیَدِهِ ثَوْبَه»؛ لباس پارهاش را با دست خودش وصله میزد «وَ یَرْکَبُ الْحِمَارَ الْعَارِی»؛ بر الاغ برهنه سوار میشد «وَ یُرْدِفُ خَلْفَهُ وَ یَکُونُ السِّتْرُ عَلَی بَابِ بَیْتِهِ فَتَکُونُ فِیهِ التَّصَاوِیر»؛ حضرت به یکی از همسرانش که پردهای به در خانه آویخته بود که تصویری روی آن بود، فرمودند: «یَا فُلَانَةُ غَیِّبِیهِ عَنِّی»؛ این پرده را از جلوی چشم من دور کن «فَإِنِّی إِذَا نَظَرْتُ إِلَیْهِ ذَکَرْتُ الدُّنْیَا وَ زَخَارِفَهَا»؛ وقتی نگاهم به این پرده میافتد به یاد دنیا و زخارف آن میافتم.
بعد امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید «فَأَعْرَضَ عَنِ الدُّنْیَا بِقَلْبِهِ وَ أَمَاتَ ذِکْرَهَا مِنْ نَفْسِه»؛ محبت دنیا را از دلش بیرون و یاد آن را از خاطرش دور کرد «وَ أَحَبَّ أَنْ تَغِیبَ زِینَتُهَا عَنْ عَیْنِه»؛ دوست داشت که حتی زینتهای دنیا جلوی چشمش نباشد «لِکَیْلَا یَتَّخِذَ مِنْهَا رِیَاشاً وَ لَا یَعْتَقِدَهَا قَرَاراً وَ لَا یَرْجُوَ فِیهَا مُقَاما»؛ مبادا وقتی نگاهش به زینتهای دنیا میافتد فکر این باشد که از اینها برای خودش انتخاب کند، و باور کند که دنیا جایگاه خوبی است و بد نیست در آن اقامت کنیم «وَ کَذَلِکَ مَنْ أَبْغَضَ شَیْئاً أَبْغَضَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَیْهِ وَ أَنْ یُذْکَرَ عِنْدَه»؛ اگر کسی چیزی را زشت بشمارد و با آن دشمنی داشته باشد، نه میخواهد به آن نگاه کند، نه حتی یادی از آن بکند.
بعد اشاره میکند که من سعی میکنم مثل پیغمبر باشم «وَ اللَّهِ لَقَدْ رَقَّعْتُ مِدْرَعَتِی هَذِهِ حَتَّی اسْتَحْیَیْتُ مِنْ رَاقِعِهَا»؛ به خدا سوگند آنقدر این پیراهن پشمین را وصله زدم که دیگر خجالت میکشم بدهم وصله کنند.
در جای دیگر هم با تأکید میفرماید «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلاد»؛ دنیا ۶؛ اینهاست، خوردن و پول جمع کردن و افتخار کردن به این و آن، به خود بالیدن و فخر فروشی کردن.
پیداست در مقام تحقیر است «وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَیاةِ الدُّنْیا کَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیماً تَذْرُوهُ الرِّیاح» ۷؛ مَثل زندگی دنیا همچون آبی است که از آسمان میآید و گیاهی سبز میشود.
«وَ ما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوان»؛ انواع وسایل تأکید در این آیه به کار رفته ۸؛ «لَهِیَ الْحَیَوان»، تنها زندگی آخرت، زندگیست.
پول دربیاوریم برای اطاعت خدا، برای کمک به بندگان خدا، هیچ عیبی ندارد «مَنْ کانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ وَ مَنْ کانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ نَصِیب»؛ اگر کسی هدفش دنیا باشد، اندکی از امور و لذایذ دنیا به او میدهیم، اما بداند «وَ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ نَصِیب»؛ هیچ بهرهای در آخرت نخواهد داشت.
«ثُمَّ جَعَلْنا لَهُ جَهَنَّمَ یَصْلاها مَذْمُوماً مَدْحُورا»؛ این یک دسته، «وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ وَ سَعی؛ لَها سَعْیَها وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ کانَ سَعْیُهُمْ مَشْکُورا» ۱۳؛ اینها هم دسته دیگر هستند.
«قُلْ إِنْ کانَ آباؤُکُمْ وَ أَبْناؤُکُمْ وَ إِخْوانُکُمْ وَ أَزْواجُکُمْ وَ عَشِیرَتُکُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسادَها وَ مَساکِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا» ۱۶؛ باید محبتهایتان را بسنجید.
مهر | دین و اندیشه | پنجشنبه، 28 مهر 1401 - 09:30
ما به طور طبیعی گونهای آفریده شدهایم که ابتدائا فقط لذتهای مادی را درک میکنیم مانند کودکی که از بدو تولد تا بزرگی احساسات مختلفی دارد باید آرام آرام به طرف معنویات و ارزشها سوق داده شود.
خلاصه خبر
به گزارش خبرنگار مهر، بهترین راه برای شناختن پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بیانات امیرالمؤمنین (علیه السلام) است.
پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) را از دیدگاه امیرالمؤمنین (علیه السلام) و در آینه نهج البلاغه بررسی کردیم.
چگونگی تأسی به پیامبر (صلی الله وعلیه وآله)
فَتَأَسَّ بِنَبِیِّکَ الْأَطْیَبِ الْأَطْهَرِ (صلی الله وعلیه وآله )۱؛ امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: محبوبترینبندگان نزد خدا کسی است که به پیامبر تأسی کند.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) به ما سفارش میفرماید که به پیغمبر (صلی الله وعلیه وآله) تأسی کنیم.
آن جا که پیغمبر اکرم (صلی الله وعلیه وآله) فرمودند این پرده را از جلوی چشمم بردار؛ برای این بود که آن پرده استثنایی بود و جلب توجه میکرد.
حضرت فرمود این پرده من را به یاد زخارف دنیا میاندازد.
بنابراین رفتارهای پیغمبر (صلی الله وعلیه وآله) اینجور نبود که چیز خیلی عجیبی باشد.
امتیاز پیغمبر (صلی الله وعلیه وآله) این بود که مقید نبود، دنبال رفاه نبود.
وقتی میگوئیم به پیغمبر (صلی الله وعلیه وآله) تأسی کنید، نه اینکه عین آن قالب را انجام بدهید.
نکته دیگر این است که وقتی پیغمبر اکرم (صلی الله وعلیه وآله) میفرماید آن قدر از دنیا بدم میآید که دوست ندارم زخارفش را ببینم یا حرفش را بشنوم و امیرالمؤمنین (علیه السلام) از قول و رفتار پیغمبر اکرم (صلی الله وعلیه وآله) نقل میفرماید: قَضَمَ الدُّنْیَا قَضْماً وَ لَمْ یُعِرْهَا طَرْفاً؛ فقط برای ضرورت گازی به دنیا میزد و بیاعتنا بود و گوشه چشمی هم به دنیا نمیکرد، سوال میشود آیا وقتی حضرت در خیابان و کوچه راه میرفت، چشمش را میبست یا نه؟
سیره خود پیغمبر اکرم (صلی الله وعلیه وآله) نشان میدهد که این گونه نبود.
حاشا که پیغمبر اکرم (صلی الله وعلیه وآله) دشمن مخلوقات خدا باشد.
مبغوضیت دنیا از آن جهت است که انسان را از آخرت غافل کند، از یاد خدا باز دارد.
این گونه تماشای زینتهای خدا، بد است؟
نه اینکه به یاد خدا بیفتد یا از آن برای رسیدن به سعادت آخرت، برای کسب رضای خدا، برای انجام تکلیف، برای خدمت به خلق خدا، استفاده کند.
به عبارت دیگر پیغمبر اکرم (صلی الله وعلیه وآله) همه مخلوقات خدا را دوست داشت، از آن جهت که نشانه محبوبش بودند.
وَ لَکُمْ فِیها جَمالٌ.؛ در چند جا وقتی دنیا را وصف میکند میگوید وَ زِینَةً وَ یَخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ .۵؛ پس قرآن خوبیهای دنیا راذکر کرده است.
ببینید خدا چه چیزهایی برایتان خلق کرده است؛ اینها مذموم و دنیاگرایی نیست.
دنیاگرایی وابستگی انسان به این لذتهای دنیا است که دیگر به یاد خدا و آخرت و قبر و قیامت نیفتد.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید: دنیا از آب بینی بز نزد من زشتتر است؛ عفطة عنز؛ (آنفولانزا اصلش از انف العنزه است).
میگوید دین فقط ارتباط با خدا و قیامت و آخرت و ابدیت است.
خدا انشاالله یک ذره سواد به من مرحمت کند!
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَُیمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی؛ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً ۱۱ کسانی که ایمان و عمل صالح داشته باشند تدریجاً خدا این کمالاترا به آنها میدهد -البته مصداق کاملش در زمان ظهور ولی عصر عجل الله فرجه الشریف است- اینها مقدمه هست برای اینکه مردم هر چه بیشتر و هر چه بهتر به عبادت خدا بپردازند و لذا امام فرمود حتی عدالت هم هدف انبیا نیست هدف، معرفت الله است.
ک: نهجالبلاغه، حکمت ۲۳۶، ص ۵۱۰؛ «وَ اللَّهِ لَدُنْیَاکُمْ هَذِهِ أَهْوَنُ فِی عَیْنِی مِنْ عِرَاقِ خِنْزِیرٍ فِی یَدِ مَجْذُوم».
مهر | دین و اندیشه | شنبه، 23 مهر 1401 - 09:30
اگر جامعه خداپرست شدند، خداوند برکات مادی نیز برایشان نازل میکند. یعنی آنجایی که فردی در میان یک جامعه زندگی میکند، اگر نعمتهای مادی به او نمیرسد بخاطر این است که فساد دیگران مانع است.
خلاصه خبر
در خطبه اول نهجالبلاغه، درباره وضع مردم قبل از بعثت و نقشی که پیغمبر اکرم در اصلاح آنها ایفا کردند، با اشاره به بعثت پیغمبر میفرماید «وَ أَهْلُ الْأَرْضِ یَوْمَئِذ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ وَ أَهْوَاءٌ مُنْتَشِرَةٌ وَ طَرَائِقُ مُتَشَتِّتَةٌ بَیْنَ مُشَبِّه لِلَّهِ بِخَلْقِهِ أَوْ مُلْحِد فِی اسْمِهِ أَوْ مُشِیر إِلَی غَیْرِهِ ۱؛ فَهَدَاهُمْ بِهِ مِنَ الضَّلَالَةِ وَ أَنْقَذَهُمْ بِمَکَانِهِ مِنَ الْجَهَالَة»؛ وقتی پیغمبر اکرم مبعوث شدند، مردم دارای گرایشها، هوسها، افکار، و اندیشههای بسیار مختلف و پراکنده ای بودند.
در خطبه دوم میفرماید «وَ النَّاسُ فِی فِتَن انْجَذَمَ فِیهَا حَبْلُ الدِّینِ وَ تَزَعْزَعَتْ سَوَارِی الْیَقِینِ ۲»؛ تا آن جا که میفرماید «فَالْهُدَی خَامِلٌ وَ الْعَمَی شَامِلٌ عُصِیَ الرَّحْمَنُ وَ نُصِرَ الشَّیْطَان»؛ و تا میرسد به این جا که میفرماید: «بِأَرْض عَالِمُهَا مُلْجَمٌ وَ جَاهِلُهَا مُکْرَم»؛ وقتی پیامبر مبعوث شد، رشته دین از هم گسسته بود.
چراغ هدایت فرو مرده بود «فَالْهُدَی خَامِلٌ وَ الْعَمَی شَامِل».
از ویژگیهای آن جامعه این بود که دهان دانا بسته بود و نادانها مورد احترام واقع میشدند «عَالِمُهَا مُلْجَمٌ وَ جَاهِلُهَا مُکْرَم».
در خطبه بیست و ششم میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً (ص) نَذِیراً لِلْعَالَمِینَ وَ أَمِیناً عَلَی التَّنْزِیلِ وَ أَنْتُمْ مَعْشَرَ الْعَرَبِ عَلَی شَرِّ دِین وَ فِی شَرِّ دَار ۳»؛ وقتی پیغمبر مبعوث شد، شما ای عربها!
گاهی از کشک و خرما خدا درست میکردند و وقتی هم زیاد گرسنه میشدند، خدایشان را میخوردند «مُنِیخُونَ بَیْنَ حِجَارَة خُشْن وَ حَیَّات صُمّ تَشْرَبُونَ الْکَدِرَ وَ تَأْکُلُونَ الْجَشِب»؛ از زندگی مادی هم بهرهای نداشتید.
غذای شما از غذاهای درشت و نامرغوب بود آبی که میآشامیدید آلوده بود «تَسْفِکُونَ دِمَاءَکُمْ وَ تَقْطَعُونَ أَرْحَامَکُم»؛ خون یکدیگر را میریختید و حتی به خویشانتان رحم نمیکردید «الْأَصْنَامُ فِیکُمْ مَنْصُوبَةٌ وَ الْآثَامُ بِکُمْ مَعْصُوبَة»؛ در میان شما بتها مورد احترام بود و شما در گرداب گناهان گرفتار شده بودید.
در جای دیگر میفرماید «إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً (ص) وَ لَیْسَ أَحَدٌ مِنَ الْعَرَبِ یَقْرَأُ کِتَاباً وَ لَا یَدَّعِی نُبُوَّةً ۴»؛ وقتی پیغمبر مبعوث شد در میان عربها یک نفر باسواد که بتواند کتاب بخواند، وجود نداشت.
در خطبه قاصعه میفرماید «فَالْأَحْوَالُ مُضْطَرِبَةٌ وَ الْأَیْدِی مُخْتَلِفَةٌ وَ الْکَثْرَةُ مُتَفَرِّقَةٌ فِی بَلَاءِ أَزْل وَ أَطْبَاقِ جَهْل مِنْ بَنَات مَوْءُودَة وَ أَصْنَام مَعْبُودَة وَ أَرْحَام مَقْطُوعَة وَ غَارَات مَشْنُونَة ۵»؛ بت میپرستیدید؛ دختران خودتان را زنده به گور میکردید؛ دائماً با همدیگر در جنگ و ستیز بودید تا میرسد به این جا: «فَانْظُرُوا إِلَی مَوَاقِعِ نِعَمِ اللَّهِ عَلَیْهِمْ حِینَ بَعَثَ إِلَیْهِمْ رَسُولًا فَعَقَدَ بِمِلَّتِهِ طَاعَتَهُمْ وَ جَمَعَ عَلَی دَعْوَتِهِ أُلْفَتَهُمْ»؛ بیندیشید و آن وضع را مقایسه کنید با این وضعی که بعد از پیغمبر اکرم پیش آمد.
«وَ أَسَالَتْ لَهُمْ جَدَاوِلَ نَعِیمِهَا»؛ جویبارهای نعمت را در اطرافشان سرازیر کرد «فَأَصْبَحُوا فِی نِعْمَتِهَا غَرِقِینَ وَ فِی خُضْرَةِ عَیْشِهَا فَکِهِین»؛ آن مردمی که از آب آشامیدنی بی بهره بودند، غرق نعمت شدند و در نتیجه «فَهُمْ حُکَّامٌ عَلَی الْعَالَمِین»؛ همان کسانی که به خویشان خودشان رحم نمیکردند و پست ترین مردم عالم بودند، شدند آقای جهان «وَ مُلُوکٌ فِی أَطْرَافِ الْأَرَضِین».
«وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکات مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ ۶»؛ هر جا آبادی هست و هر جا گروهی از انسانها زندگی میکنند؛ اگر در قلبشان ایمان داشته باشند و در عملشان تقوا، درهای آسمان و زمین را به روی آنها میگشاییم.
اینچنین دنیایی نه مطلوب است نه سعادت نصیب ما میکند «إِنَّما یُرِیدُ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ بِها فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ کافِرُونَ ۱۲»؛ این سعادت است؟
«وَعَدَ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً ۱۵»؛ کسانی که عمل صالح داشته باشند -البته مصداق اتمش اصحاب ولی عصر عج الله تعالی فرجه الشریف است- خدا وعده داده است که در همین دنیا به آنها قدرت میدهد «وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنا»؛ ناامنیها را از جامعه شأن برطرف میکند.