اصول دین نبوت
کمکهای مردمی جمعیت هلال احمر به مردم غزه و فلسطین
هموطنان میتوانند کمک های نقدی خود به مردم فلسطین را به شماره حساب ۹۹۹۹۹
و شماره کارت ۶۰۳۷۹۹۷۵۴۴۹۹۹۹۹۹ نزد بانک ملی
و یا به شماره حساب ۴۱۰۱۰۳۴۷۴۱۹۹۹۹۹۸
و شماره کارت ۶۳۶۷۹۵۷۰۷۸۷۵۸۳۳۶ نزد بانک مرکزی
و یا از طریق شماره گیری کد دستوری #۵*۱۱۲* واریز کنند.
حضرت موسی بن عمران(ع) در یکی از مناجات ها از خداوند عزوجل پرسید: یا رَبِّ لِمَ فَضَّلْتَ أُمَّةَ مُحَمَّدٍ عَلَی سَائِرِ الْأُمَمِ؟ بارالها چرا امت محمد(ص) را بر دیگر امت ها برتری داده ای؟ فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَی فَضَّلْتُهُمْ لِعَشْرِ خِصَالٍ. قَالَ مُوسَی: وَ مَا تِلْک الْخِصَالُ الَّتِی یعْمَلُونَهَا حَتَّی آمُرَ بَنِی إِسْرَائِیلَ یعْمَلُونَهَا. قَالَ اللَّهُ تَعَالَی: الصَّلَاةُ وَ الزَّکاةُ وَ الصَّوْمُ وَ الْحَجُّ وَ الْجِهَادُ وَ الْجُمُعَةُ وَ الْجَمَاعَةُ وَ الْقُرْآنُ وَ الْعِلْمُ وَ الْعَاشُورَاءُ قَالَ مُوسَی یا رَبِّ وَ مَا الْعَاشُورَاءُ؟ قَالَ الْبُکاءُ وَ التَّبَاکی عَلَی سِبْطِ مُحَمَّدٍ وَ الْمَرْثِیةُ وَ الْعَزَاءُ عَلَی مُصِیبَةِ وُلْدِ الْمُصْطَفَی یا مُوسَی مَا مِنْ عَبْدٍ مِنْ عَبِیدِی فِی ذَلِک الزَّمَانِ بَکی أَوْ تَبَاکی وَ تَعَزَّی عَلَی وُلْدِ الْمُصْطَفَی إِلَّا وَ کانَتْ لَهُ الْجَنَّةُ ثَابِتاً فِیهَا وَ مَا مِنْ عَبْدٍ أَنْفَقَ مِنْ مَالِهِ فِی مَحَبَّةِ ابْنِ بِنْتِ نَبِیهِ طَعَاماً وَ غَیرَ ذَلِک دِرْهَماً إِلَّا وَ بَارَکتُ لَهُ فِی الدَّارِ الدُّنْیا الدِّرْهَمَ بِسَبْعِینَ دِرْهَماً وَ کانَ مُعَافاً فِی الْجَنَّةِ وَ غَفَرْتُ لَهُ ذُنُوبَهُ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی مَا مِنْ رَجُلٍ أَوِ امْرَأَةٍ سَالَ دَمْعُ عَینَیهِ فِی یوْمِ عَاشُورَاءَ وَ غَیرِهِ قَطْرَةً وَاحِدَةً إِلَّا وَ کتِبَ لَهُ أَجْرُ مِائَةِ شَهِید. خطاب رسید: به ده جهت 1- نماز، 2- زکات، 3- روزه، 4- حج، 5- جهاد، 6- جمعه، 7- جماعت، 8- قرآن، 9- علم، 10- عاشورا. موسی(ع) عرض کرد: بارالها عاشورا چیست؟ خطاب رسید: گریه و تباکی و برپایی عزا بر مصیبت های فرزند محمدمصطفی(ص) تا آنجا که فرمود: به عزت و جلالم سوگند هر بنده ای که روز عاشورا برحسین بن علی(ع) بگرید و قطره ای اشک از چشمش جاری شود ثواب صد شهید برایش نوشته می شود. مستدرک الوسائل، ج 10، ص319، ح12085-
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلًا ﴿۲۳﴾
انصاریان: به راستی ما قرآن را به تدریج بر تو نازل کردیم؛
خرمشاهی: ما خود قرآن را بر تو چنانكه بايد و شايد فرو فرستادهايم
فولادوند: در حقيقت ما قرآن را بر تو به تدريج فرو فرستاديم
قمشهای: محققا ما این قرآن (عظیم الشأن) را بر تو فرو فرستادیم.
مکارم شیرازی: مسلما ما قرآن را بر تو نازل كرديم.
مهر | دین و اندیشه | شنبه، 13 خرداد 1402 - 13:06
فرعون چه ویژگی شخصیتی داشت که منشأ فساد او شد و به دنبال این ویژگی شخصیتی، رفتاری را انتخاب کرد که موجب هلاکتش شد؟
خلاصه خبر
بحث ما در جلسات گذشته درباره داستان حضرت موسیعلینبیناوآلهوعلیهالسلام و فرعون بود.
در ادامه آیه خداوند جملهای میآورد که در واقع تعلیلی برای رفتار فرعون است.
میفرماید: إِنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ.
در جلسه گذشته گفتیم که بین نکتهای که در ابتدای سوره درباره فرعون بیان میشود، با این قاعده کلی همگامی روشنی وجود دارد و وعده دادیم که مقداری درباره معنی فساد و صلاح صحبت کنیم.
ابهام در مصادیق صلاح و فساد
برخی از مصادیق فساد و صلاح روشن است و کسی دربارهاش بحثی ندارد.
فرض کنید کسی در خیابان راه بیفتد، به هر کسی میرسد ظلم و تجاوز کند و هیچ ضابطهای را رعایت نکند.
روشن است که همه میفهمند این فساد است و این فرد مفسدی است.
همچنین همه کسی را که زحمت بکشد و از برخی از فسادها، انحرافات و آدمکشیها جلوگیری کند مصلح میدانند.
اصلاح، صلح، صلاح و مصلحت همه از یک ماده هستند و در مقابل آن فساد، مفسده، مفسد و افساد است.
این است که تلاش برای روشنتر ساختن این مفاهیم به انسان کمک میکند که در مقام بحث دچار مغالطه و اشتباه نشود.
صلاح و فساد؛ مفاهیمی انتزاعی
مصلحت و مفسده از همین مفاهیم انتزاعی است.
اگر این شیء در شرایطی واقع شد که دیگر آن نفع را ندارد یا به جای نفع ضرر دارد، میگوئیم فساد رخ داده است.
مصلحت آمیخته با مفسده
سخن درباره صلاح و فساد در جامعه نیز غالباً از همین آرای محموده است؛ یعنی هر انسانی میگوید کاری که مصلحت دارد، خوب است، اما گاهی میبینیم چیزی مصلحت دارد ولی در عین حال یک مفسدهای بزرگ هم دارد و میگوئیم این کار را نباید کرد، و در مقابل، کاری با اینکه مفسدهای نیز دارد ولی میگوئیم باید آن را انجام داد.
بنابراین ممکن است کاری هم مفسده داشته باشد و هم مصلحت؛ البته فراموش نکنید که یک چیز از جهت واحد نمیتواند دو صفت متقابل داشته باشد و حیثتش فرق میکند.
قاعده کلی این است که باید آن مصلحت و مفسده را با هم سنجید؛ اگر مصلحتش خیلی بیشتر از مفسده است باید انجام داد؛ مثل همین قصاص.
نقش بینش در تشخیص مصلحت و مفسده
مسئله دیگر تشخیص مصلحت و مفسده است.
نتیجه اینکه گاهی تشخیص مفسده و مصلحت به بینش انسان بازمیگردد که چه چیز را صلاح بداند و دنبال چه باشد.
حال به داستان موسی و فرعون باز میگردیم.
قرآن میگوید: فرعون مفسد بود؛ انه کان من المفسدین.
به هر حال قرآن فرعون را از مصداقهای بارز مفسد میداند، اما جناب فرعون وقتی با مشاورانش مشورت کرد که با موسی چه کند، گفتند: أَتَذَرُ مُوسَی وَقَوْمَهُ لِیُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ ؛[۳] میخواهی بگذاری موسی در زمین افساد کند؟!
یعنی نظر اطرافیان فرعون این بود که موسی مفسد است.
خدا میگفت: فرعون مفسد است.
اینها میگفتند: موسی مفسد است و آمده است که وضع ما را به هم بزند.
دست از آن حقوقهای نجومی میکشیدیم، یا میگفتیم موسی و هارون مفسدند و میخواهند اوضاع را به هم بزنند و شورش کنند؟!
چه کسی باید بگوید فساد چیست؟
این مفسد است یا آن؟
آن تعریفی که ما برای مفسد و مصلح کردیم بر کدام یک از اینها منطبق میشود؟
نقش نتیجه مطلوب در تشخیص مصلحت و مفسده
امام آمد و گفت: دست از اینها بردارید و حلال و حرام را رعایت کنید.
یک چوپانی با یک چوبدستی در مقابل دستگاه فرعون!
این آمده است و میخواهد آن را بر هم بزند، پس مفسد است.
اختلاف در تشخیص صلاح و فساد منحصر به زمان حضرت موسی نبود.
یخادعون الله والذین آمنوا؛ اینها میخواهند مؤمنان را فریب دهند.
وقتی به آنها میگویند: دست از فساد بردارید، میگویند چه فسادی؟
گفتیم برای تشخیص مفسد از مصلح، و مصلحت از مفسده باید کار را با نتیجه مطلوب سنجید، اما مطلوب کدام است؟
قلمرو عقل و وحی در شناخت مصلحت و مفسده
هدف زندگی، معیار مصلحت و مفسده
حاصل بحث ما در این جلسه این بود که صلاح و فساد را باید نسبت به نتیجهای که بر آن مترتب میشود، بسنجیم.
اما مسئله اصلیتر این است که بفهمیم اصلاً چه نتیجهای مطلوب است تا بینیم در چه کاری مصلحت است یا مفسده.
تا این را تشخیص ندهیم که کمال واقعی ما چیست و برای چه خلق شدهایم، نمیتوانیم مصلحت و مفسده واقعی را درست تشخیص دهیم.
در این صورت در بسیاری از موارد همان چیزی که به نظر قرآن افساد است، اصلاح میدانیم.
اعراف، ۱۲۷.
مشرق | فرهنگی و هنری | پنجشنبه، 21 اردیبهشت 1402 - 21:56
فرزند مرحوم سلحشور با اشاره به توقف ساخت سریال حضرت موسی(ع) پس از فوت مرحوم سلحشور گفت: هرکارگردانی که بخواهد سریال موسی (ع) را بسازد هم جانش در خطر است و هم فیلمش را تحریم میکنند.
خلاصه خبر
فرزند مرحوم سلحشور با اشاره به توقف ساخت سریال حضرت موسی(ع) پس از فوت مرحوم سلحشور تصریح کرد: اگر بگوییم داستان حضرت موسی(ع) مهمترین داستان قرآن است شاید اشتباه نباشید چرا که بیش از هزار آیه از قرآن مربوط به قوم بنیاسرائیل است پس قضیه آن طور که من فهمیدم خیلی مهم است چرا که هرچه ما میخواهیم امروز برای جهاد تبیین به مردم بگوییم در هر عرصهای در داستان حضرت موسی(ع) موجود است.
فرزند مرحوم سلحشور با اشاره به ساخت سریال حضرت ابراهیم(ع) بیان کرد: این سریال بسیار جذاب خواهد بود، همچنین داستان حضرت یحیی(ع) نیز به عنوان سریالی ۴۰ قسمتی در حال ساخت است و امیدواریم با وجود تمامی موانع این کارها را به اتمام برسانیم.
این برکتش متعلق به قرآن است چرا که قصص قرآن اَبَر داستان است.