اصطلاحی دینی ناظر به حکم پوشش زنان در برابر دیگران، بهویژه مردان غیرمحرم، که در کنار حکم پوشش مردان در فقه مطرح شده است
حجاب(۱)، اصطلاحی دینی ناظر به حکم پوشش زنان در برابر دیگران، به ویژه مردان غیرمحرم، که در کنار حکم پوشش مردان در فقه مطرح شده است. حجاب در لغت به معنای مانع، چیزی که بین دو چیز جدایی افکنَد، پوشاندن و پوشش (سِتر) است (جوهری؛ ابن منظور؛ زبیدی، ذیل واژه). به پرده حائل میان قفسه سینه و شکم، «حجاب حاجز» می گویند (رجوع کنید به تهانوی، ذیل واژه). امروزه واژه حجاب در زبان عامه مردم و متون فقهی به معنای پوشش شرعیِ زنان به کار می رود. حجاب، بیش از آنکه جنبه فردی داشته باشد، رفتاری اجتماعی است، یعنی انسان عاقل مکلف، در جمع و هنگام مواجهه با دیگران، از حیث پوشش، الزامات و محدودیتهایی را می پذیرد که میزان آن در فرهنگها و ادیان و جوامع، متفاوت است. در باور دین داران، علی الاصول، الزامات و محدودیتها و هنجارهای حضور در اجتماع را دین تعیین می کند.پوشیده بودن زنان در ادیان و اقوام پیش از اسلام نیز وجود داشته است (رجوع کنید به سفر پیدایش، :۲۴ ۶۴ـ۶۵؛ کتاب اشعیاء نبی، :۳ ۱۶ـ۲۴؛ نامه اول پولس به قرنطیان، :۱۱ ۴ـ ۱۵؛ د. ایرانیکا، ذیل "Cador.l-II"؛ >دایرةالمعارف جهان اسلام آکسفورد<، ذیل واژه؛ برای موجبات این پوشیدگی رجوع کنید به مطهری، ص ۳۱ـ ۳۳). مسیحیان و یهودیان به پوشیده بودن موی زنان اهمیت می دادند و آن را از نشانه های عفت زنان برمی شمردند. متأله مسیحی، تِرتولیانوس (از آباء کلیسا، متوفی ۲۲۵ میلادی)، در اثرش >درباره پوشش زنان<، زنان مسیحی را ملزم می کرد در لباس پوشیدن، آرایش مو، راه رفتن و استفاده از زیورآلات همانند زنان مشرک نباشند. در دوره معاصر گروهی از یهودیان راست کیش (ارتدوکس) همچنان بر لزوم پوشیده بودن موی زنان پافشاری می کنند (رجوع کنید به د. جودائیکا، ذیل "Head, covering of the"؛ >دایرةالمعارف دین<، ذیل "Clothing", "Tertullian").واژه حجاب هفت بار در قرآن کریم (غالباً به معنای مانع و حائل) به کار رفته (رجوع کنید به اعراف: ۴۶؛ اسراء: ۴۵؛ مریم: ۱۷؛ احزاب: ۵۳؛ ص: ۳۲؛ فصّلت: ۵؛ شوری: ۵۱)؛ اما فقط آیه ۵۳ سوره احزاب ــکه مردان مسلمان را از رو در رو شدن با همسران پیامبرصلی اللّه علیه وآله منع کرده ــ تاحدودی ناظر به معنای اصطلاحیِ مطرح در این مقاله است. به نظر می رسد نزول این آیه نخستین مرحله تبیین لزوم پوشیده بودن زنان در مواجهه با مردانِ غیرمحرم بوده که مفهوم و حدود آن به تدریج در سیر نزول آیات بسط یافته است.در این آیه به مردان دستور داده شد که با همسران پیامبر از پشت پرده (مِنْ وَراءِ حجابٍ) سخن گویند و همسران پیامبر در برابر دیدگان نامحرمان پیدا نباشند و این کار برای پاکی قلبی هر دو طرف بهتر دانسته شد. حکم آیه ــ که به سبب ذکر واژه حجاب در آن، به «آیه حجاب» معروف است ــ به همسران پیامبر اختصاص داشت و دیگر زنان مسلمان را دربرنمی گرفت (طبرسی؛ ابن کثیر؛ شوکانی؛ محمدحسین طباطبائی، ذیل آیه؛ قس مقدّم، ص ۲۵۱ـ۲۶۹، که آرای عالمان و مفسران اهل سنّت را درباره تعمیم این حکم به زنان دیگر گردآورده است). حدیث ابن امّ مکتوم ــ که مطابق آن پیامبر اکرم به همسران خود دستور دادند در برابر مرد نابینا خود را پشت حائلی پوشیده دارند (رجوع کنید به کلینی، ج ۵، ص ۵۳۴؛ بیهقی، ج ۷، ص ۹۱ـ۹۲؛ حرّعاملی، ج۲۰، ص ۲۳۲ـ۲۳۳)ــ نیز همین معنا را افاده می کند (برای سند حدیث رجوع کنید به محمدتقی خوئی، ج ۳۲، ص ۳۹؛ نیز برای استفاده نوعی تعمیم از این حدیث رجوع کنید به جوادی آملی، ص ۵۲ـ ۵۳). پایبندی همسران پیامبر اکرم به اجرای این دستور و تلقی مسلمانان صدر اسلام از آن (رجوع کنید به ابن سعد، ج ۸، ص ۱۴۳ـ۱۴۴، ۱۴۶ـ ۱۴۷؛ بخاری، ج ۳، ص ۱۵۴ـ۱۵۵، ج ۵، ص ۷۷ـ۷۸، ج ۶، ص ۴۲، ۲۳۹؛ مسلم بن حجاج، ج ۳، ص ۱۱۸ـ۱۱۹، ج ۴، ص ۱۴۷، ۱۶۳ـ۱۶۴، ۱۷۱، ج ۷، ص ۱۱؛ حاکم نیشابوری، ج ۳، ص ۱۵۴)، مؤید این نکته است که در ابتدا حکمتِ تشریع حجاب، حفظ شأن و حرمت پیامبر و نوعی احترام ویژه به همسران ایشان بوده است.تا سال پنجم هجری که این آیه در آن سال، در جریان ازدواج پیامبر اکرم با زینب بنت جَحْش نازل شد (رجوع کنید به ابن حنبل، ج ۳، ص ۲۲۶؛ بخاری، ج ۶، ص ۲۴ـ۲۶؛ ابن بابویه، ج ۱، ص ۶۵؛ ابن کثیر، ذیل آیه؛ برای دیگر شأن نزولهای ذکر شده رجوع کنید به سیوطی، ذیل آیه)، حجاب به معنای مورد اشاره در آیه بر هیچ یک از زنان مسلمان واجب نشده بود، هرچند در آیات دیگری از همین سوره که قبل از آیه حجاب نازل شده اند، همسران پیامبر و دیگر زنان مسلمان از تبرّج به شیوه عصر جاهلیت نهی شده بودند، اما نه نفی تبرّج، وجوب و حدود حجاب را افاده می کرد و نه احتراز از تبرّج موجب بی نیازی از حجاب بود (رجوع کنید به تبرّج*). در هر صورت، آیه حجاب مستقیماً درباره احکام پوشش زنان نیست و حکم شرعی پوشش و حدود آن در آیه های دیگری از قرآن کریم آمده است.با نزول آیه ۵۹ سوره احزاب، به همسران و دختران پیامبر و زنان با ایمان دستور داده شد برای شناخته شدن و مورد آزار قرار نگرفتن، خود را با جِلباب بپوشانند (یدْنینَ عَلَیهِنَّ مِن جَلابیبِهِنَّ). لغت شناسان و مفسران، برای جلباب معانی مختلفی ذکر کرده اند، از جمله: لباس فراگیر از سر تا پا مانند چادر، لباسی فراخ که زن روی لباسهایش می پوشد و تا قدمهایش را فرامی گیرد، ملحفه، مقنعه و سرپوشی که سر و روی زن را بپوشاند (رجوع کنید به ابن منظور، همانجا؛ قرطبی؛ ابن کثیر، ذیل آیه). از بعضی روایات (رجوع کنید به برقی، ج ۱، ص ۲۷۲ـ۲۷۳؛ کلینی، ج ۸، ص ۳۸۴ـ ۳۸۵) برمی آید که به گونه ای از لباس مردان نیز جلباب گفته می شده است (نیز رجوع کنید به جَلّاب*). حکم مذکور در آیه، این احتمال را که مراد از جلباب، لباس فراگیر (مانند چادر یا ملحفه) بوده است، تقویت می کند (سیفی مازندرانی، ج ۶، ص ۲۹ـ ۳۰؛ نیز رجوع کنید به محمدتقی مجلسی، ج ۸، ص ۳۵۳).مفسران درباره عبارت «ذلک اَدْنی اَن یعْرَفْنَ» و اینکه زنان مؤمن با پوشیدن جلباب از چه کسانی بازشناخته می شوند، نظر یکسانی ندارند. برخی با استناد به شأن نزول آیه مبنی بر مواجه شدن زنان مدینه با رفتارهای ناشایست و به دور از ادب افراد لاابالی و عذر آوردن آنان در پاسخ به اعتراضها که به تصورشان با کنیزی روبه رو بوده اند، پوششِ جلباب را وسیله ای برای بازشناسی زنان آزاد از کنیزان و مصون ماندن آنان از تعرض افراد بی بند و بار دانسته اند (رجوع کنید به قمی؛ طبرسی؛ قرطبی؛ سیوطی، ذیل آیه). هرچند این امر به معنای راضی بودن شارع به تعرض به کنیزان نیست. در مقابل، برخی مفسران پوشیدن جلباب را نشانه ای برای تمایز زنان عفیف و پاک دامن از دیگران دانسته اند (رجوع کنید به طبرسی؛ فخررازی؛ محمدحسین طباطبائی، ذیل آیه).درحالی که بسیاری از مفسران و فقهای اهل سنّت (رجوع کنید به مقدّم، ص ۱۹۱ـ۲۳۷) و شماری از امامیان برای حکم الزامیِ حجاب به آیه جلباب استناد کرده اند (برای نمونه رجوع کنید به سبزواری، ج ۵، ص۲۳۰ـ۲۳۱؛ سیفی مازندرانی، ج ۶، ص۳۰)، به نظر شماری دیگر حکم مذکور در این آیه نه الزام آور است نه عام، بلکه پوشیدن جلباب نمایانگر پاک دامنی و «حُر» بودن زن و وسیله ای برای حفظ شخصیت او شمرده شده است (برای نمونه رجوع کنید به جوادی آملی، ص ۵۱ـ۵۲؛ مؤمن قمی، ص ۳۵۳) و شاید از همین رو برخی زنان مدینه از آن استقبال کردند (رجوع کنید به جصاص، ج ۳، ص ۳۷۲؛ سیوطی، ذیل آیه؛ قس ابن کثیر، ذیل نور: ۳۱).با نزول آیه ۳۱ سوره نور، پس از سوره احزاب (زرکشی، ج ۱، ص ۱۹۴)، حجاب بر زنان واجب شد. در این آیه به همه زنان با ایمان دستور داده شد دیدگانشان را فرو بندند، دامنهایشان را حفظ کنند، زینتهای خود را جز آنچه، به طور طبیعی و عادی، نمایان است آشکار نسازند، روسریها را بر گریبانهای خویش فرو اندازند، زینتشان را فقط برای اشخاص معینی (مذکور در همان آیه) ظاهر کنند و پاهای خود را به گونه ای بر زمین نکوبند که زینتهای پنهان آنها نمایان شود.این آیه مهم ترین مستند فقها برای اثبات وجوب پوشش و مشتمل بر حدود آن است. مباحث حجاب در احادیث، بیشتر در حکم تفسیر و تبیین این آیه و به ویژه عبارت «اِلّا ما ظَهَرَ» (زینتهای آشکار) و حکم نگاه کردن به آنهاست (رجوع کنید به بیهقی، ج ۲، ص ۲۲۵ـ۲۲۶، ج ۷، ص ۸۵ـ ۸۶؛ سیوطی، ذیل آیه؛ حرّعاملی، ج۲۰، ص۲۰۰ـ۲۰۲)؛ البته گاه به آیات دیگر هم استناد شده است، از جمله آیه ۳۳ سوره احزاب درباره نهی از تبرّج، آیه جلباب و آیات ۳۰ و ۳۱ سوره نور (رجوع کنید به شبیری زنجانی، درس خارج فقه، مورخ ۴/۱۱/۱۳۷۷ش؛ فاضل، ص ۳۳، ۳۷ـ۳۸). احادیثی نیز به جنبه های دیگری از احکام حجاب پرداخته اند، از جمله پوشش زنان سالخورده، آغاز وجوب حجاب پس از بلوغ، یا چگونگی حجاب در برابر اقسام خاصی از مردان یا کودکان نابالغ (رجوع کنید به بیهقی، ج ۲، ص ۲۲۶، ج ۷، ص ۹۶؛ حرّعاملی، ج۲۰، ص ۲۰۲ـ۲۰۵، ۲۲۸ـ۲۲۹).اصطلاح رایج در متون فقهی پیشین برای پوشش زنان، واژه «ستر» است و حجاب به معنای پوشش و پوشاندن، اصطلاح نسبتاً جدیدی است که از رواج آن در فرهنگ عامه و منابع جدید فقهی، بیش از یک قرن نمی گذرد؛ البته کاربرد واژه حجاب به این معنا (علاوه بر حجاب به مفهوم قرآنیِ آن) در متون حدیثی و فقهی پیشین بی سابقه نیست (برای منابع حدیثی رجوع کنید به ابن حنبل، ج ۳، ص ۳۷۹، ج ۶، ص ۲۱۹ـ۲۲۰؛ محمدباقر مجلسی، ج۳۰، ص ۱۹۷ـ۱۹۸؛ برای منابع فقهی رجوع کنید به ابن قدامه، ج ۷، ص ۴۵۶ـ۴۵۷، ۴۶۴ـ۴۶۵؛ علامه حلّی، ج ۲، ص ۵۷۳؛ فخرالمحققین، ج ۳، ص ۷). همچنین واژه حجاب در برخی احادیث به معنای کناییِ تَرک ازدواج به کار رفته است (رجوع کنید به اشعری قمی، ص ۱۰۳؛ فیض کاشانی، ج ۲۱، ص ۱۶۴ـ۱۶۵). به گفته ابوهلال عسکری (ص ۱۷۶)، حجاب به معنای پنهان شدن و پوشاندن به قصد اختفا و منع از ورود دیگران است و با ستر تفاوت دارد. ازاین رو، برخی نویسندگان معاصر، نسبت به کاربرد واژه حجاب به جای ستر تأمل کرده اند؛ محمدمهدی شمس الدین (کتاب ۱، ص ۶۴) این کاربرد را نوعی تسامح در تعبیر دانسته است، زیرا حجاب، به معنایی که در قرآن آمده، از احکام خاص همسران پیامبر بوده و بر دیگر زنان مسلمان تنها پوشاندن بدن به صورت مقرر در شرع، واجب شده است. مطهری (ص ۸۱)، منشأ احتمالی این جابه جایی را اشتباه شدن پوشش اسلامی با پوششهای سخت گیرانه دیگر ملل که در آنها زنان در پشت پرده و خانه نشین بوده اند، دانسته است. این احتمال نیز مطرح است که گرایش برخی مسلمانان به نوعی سخت گیری در پوشش بانوان، تحت تأثیر پاره ای رسوم اجتماعی، منشأ کاربرد مذکور بوده و به تدریج، ستر جای خود را به پرده نشینی داده است (برای رسم پرده نشینی زنان در برخی مناطق جهان اسلام رجوع کنید به >دایرةالمعارف زنان و فرهنگهای اسلامی<، ج ۱، ص ۲۷۴ـ۲۷۵، ج ۲، ص ۵۰۳ـ ۵۰۴، ۶۴۴ـ۶۴۶).موضوع حجاب در منابع فقهی در باب مستقلی مطرح نشده است، بلکه معمولا در دو مبحث مطرح می شود :۱) در مبحث نماز، به مناسبت بحث از پوشش و لباس نمازگزار (رجوع کنید به ستر*). تفاوت میان پوشش در حالت نماز (سَتْرِ صَلاتی) و پوشش در غیر حالت نماز، آن است که قِسم نخست در هر حال واجب است، چه نمازگزار در معرض نگاه بیننده ای باشد چه نباشد. اما مقصود از قسم دوم، پوشیده بودن از نگاه دیگران است، هرچند مثلاً با استقرار در مکانی تاریک تحقق یابد (طباطبائی یزدی، ج ۲، ص ۳۱۶ـ۳۱۹؛ جوادی آملی، ص ۱۶۵ـ۱۶۶؛ جزیری، ج ۱، ص ۱۸۸ـ۱۹۲). به نظر مشهور در فقه امامی، بین حد ستر صلاتی و ستر واجب در برابر نامحرم، تلازمی وجود ندارد (کاظمی خراسانی، ج ۱، ص ۳۸۳؛ جوادی آملی، ص ۱۰۶).۲) در مبحث نکاح، که به مناسبت بحث از حکم نگاه کردن طرفین عقد به یکدیگر هنگام خواستگاری، از احکام نگاه کردن به طور عام و احکام ستر سخن می رود. ضمن آنکه ستر و نگاه دو مسئله جداگانه اند و حکم آنها در پاره ای صور با هم ملازمه دارد (رجوع کنید به جوادی آملی، ص ۲۳، ۴۵؛ مؤمن قمی، ص ۳۳۴، پانویس ۲).شاخص ترین مصداق حجاب یا، به نظر برخی، تنها مصداق آن، پوشش زن مسلمانِ به سن تکلیف رسیده، در مقابل مرد غیرمحرم بالغ و نیز کودک ممیز نابالغ است. بر پایه فقه، حد لازم حجاب برای زن غیرآزاد (کنیز) بسیار کمتر از زنان دیگر است (رجوع کنید به برده و برده داری*). همچنین به استناد آیه ۶۰ سوره نور («القَواعِدُ مِنَ النِّساء»)، درباره حکم پوشش زنان سالخورده ای که زمینه ازدواج در آنها منتفی است، سهل گیری شده است (رجوع کنید به ابن کثیر، ذیل نور: ۶۰؛ شمس الدین، کتاب ۱، ص ۶۶؛ جوادی آملی، ص۱۳۰ـ۱۳۶؛ کلانتری، ص ۸۱ـ۸۷). بر پایه احادیث مرتبط با تفسیر این آیه (از جمله رجوع کنید به کلینی، ج ۵، ص ۵۲۲؛ بیهقی، ج ۷، ص ۹۳ـ۹۴)، فقها برداشتن جلباب، و حتی شماری از آنان برداشتن روسری و آشکار کردن مواضعی را که عادتاً بیرون است، برای این افراد جایز شمرده اند (رجوع کنید به قرطبی، ذیل آیه؛ نجفی، ج ۲۹، ص ۸۵ـ۸۶). در هر صورت، تأکید اسلام بر رعایت ستر از سوی زن، عمدتاً ناشی از اختلاف جنسیتی زن و مرد است که نمی توان آن را نادیده گرفت (رجوع کنید به مطهری، ص ۸۸، ۱۴۴ـ۱۴۵).وجوب حجاب بانوان در برابر مردان غیرمحرم، مورد توافق فقهای همه مذاهب اسلامی است (رجوع کنید به طباطبائی یزدی، ج ۵، ص ۴۹۴ـ۴۹۵؛ جزیری، ج ۱، ص ۱۹۱ـ۱۹۲؛ زحیلی، ج ۷، ص ۳۳۶)؛ اما حدود و اندازه آن مورد بحث و گفتگوی فقهاست. خاستگاه این اقوال، عمدتاً اختلاف نظر آنان درباره مواضع استثنا شده از حکم وجوب پوشش است.بسیاری از فقهای امامی و اهل سنّت پوشانیدن همه بدن، جز صورت و دستها (اصطلاحاً کفّین)، را واجب می دانند (برای آرای فقهای امامی رجوع کنید به طوسی، ج ۴، ص۱۶۰؛ بحرانی، ج ۲۳، ص ۵۵ـ۵۶؛ نراقی، ج ۱۶، ص ۴۶؛ برای آرای فقهای اهل سنّت رجوع کنید به ابن حزم، ج ۱۰، ص ۳۲؛ شمس الائمه سرخسی، ج ۱۰، ص ۱۵۲ـ ۱۵۴؛ ابن قدامه، ج ۷، ص۴۶۰؛ ابوالبرکات، ج ۱، ص ۲۱۴؛ جزیری، ج ۱، ص ۱۹۲). مهم ترین مستند آنان جمله «لایبْدینَ زینَتَهُنَّ الّا ماظَهَرَ مِنها» در آیه ۳۱ سوره نور است. در احادیث مصادیق گوناگونی برای زینت ظاهری، که در این آیه استثنا شده، ذکر شده است، از جمله لباس، حنای کف دست، سرمه، انگشتر، دستبند، صورت و دو دست (رجوع کنید به قرطبی؛ سیوطی، ذیل نور: ۳۱؛ حرّعاملی، ج۲۰، ص۲۰۰ـ۲۰۲؛ نوری، ج ۱۴، ص ۲۷۵ـ۲۷۶). به نظر بسیاری از فقها و مفسران، لازمه جواز آشکار نمودن زینتهایی مانند سرمه و انگشتر، جواز نمایان بودن مواضع آنها، یعنی چهره و دستها، است (رجوع کنید به جصاص، ج ۳، ص ۳۱۵ـ۳۱۶؛ طبرسی؛ محمدحسین طباطبائی، ذیل آیه؛ مقدس اردبیلی، ص ۵۴۵). روایاتی که بر استثنا شدن صورت و دستها از پوشانیدن و نیز جواز نگاه کردن به آنها (و گاهی قَدَمین) دلالت می کنند (رجوع کنید به سیوطی، همانجا؛ حرّعاملی، ج ۲، ص ۵۲۲ـ ۵۲۳، ج۲۰، ص ۲۰۱ـ۲۰۲، ۲۱۵ـ۲۱۶) نیز مؤید این دیدگاه است (رجوع کنید به شمس الائمه سرخسی؛ ابن قدامه، همانجاها؛ نجفی، ج ۲۹، ص ۷۵ـ۷۷؛ درباره حکم نگاه کردن به قدمین رجوع کنید به ابن قدامه، ج ۷، ص ۴۵۴؛ علی طباطبائی، ج۱۰، ص ۶۸ـ۶۹).دلایل دیگر این گروه از فقها عبارت اند از :۱) عبارت دیگر همین آیه (وَلْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ علی جُیوبِهِنَّ) که مُفاد آن، وجوب پوشانیدن گریبان و روی سینه است. خُمُر، جمعِ خِمار، به معنای مقنعه یا روسری زنان است (طبرسی، ذیل آیه؛ ابن منظور، ذیل «خمر»). طبق گزارشهای مفسران و اشارات حدیثی، زنان پیش از نزول این آیه روسری را از پشت گوشها رد می کردند و آن را به پشت خود می انداختند، به طوری که گوشها و گردن و گریبان آنها نمایان بود. در این آیه به آنها دستور داده شده است که روسریهایشان را به گونه ای بپوشند که گریبان و مقابل سینه آنها را بپوشاند؛ یعنی، دو طرف آن را از راست و چپ به جلو آورند تا همه این قسمتها پوشیده شود (رجوع کنید به طبری؛ طبرسی؛ قرطبی؛ محمدحسین طباطبائی، ذیل آیه). در واقع، زنان موی سر خود را می پوشانده اند اما اینک آیه در مقام بیان حد پوشش، از لزوم پوشاندن گردن و سینه سخن گفته ولی از پوشاندن چهره سخنی به میان نیاورده است (رجوع کنید به ابن حزم، ج ۳، ص ۲۱۶؛ حکیم، ج ۵، ص ۲۴۳، ج ۱۴، ص ۲۸).۲) در بسیاری از احادیثِ امامان یا پرسشهایی که از آنان شده، حکم نگاه کردن به موی برخی زنان مطرح شده (رجوع کنید به حرّعاملی، ج۲۰، ص ۱۹۹، ۲۰۵ـ۲۰۶، ۲۲۳ـ۲۲۵، ۲۲۹)، اما از حکم چهره که مورد ابتلا بوده و پرسش از آن تناسب بیشتری داشته است ــجز در مورد قصد ازدواج، که خصوصیت دارد (رجوع کنید به انصاری، ص ۳۸ـ ۴۳؛ محمدتقی خوئی، ج ۳۲، ص ۲۱ـ ۲۲)ــ پرسش نشده و سخنی به میان نیامده است. این امر بیانگر آن است که استثنای چهره از لزوم ستر یا حرمت نظر به آن، قطعی تلقی می شده است (رجوع کنید به علی طباطبائی، ج ۱۰، ص ۶۹ـ ۷۰؛ نراقی، ج ۱۶، ص ۴۹).۳)پوشاندن صورت و دستها که به حسب طبیعت بشر در همه حالات ظاهر هستند، موجب عسر و حرج و لطمه شدید به فعالیت عادی زندگی است (ابن قدامه، ج ۱، ص ۶۳۷؛ نجفی، ج ۲۹، ص ۷۷؛ نیز برای نقد این استدلالها رجوع کنید به همان، ج ۲۹، ص ۷۸ـ۸۰). در عین حال، در منابع حدیثی و فقهی توضیح داده شده است که واجب نبودن پوشش صورت و دستها به معنای جایز نبودن پوشاندن آنها نیست و اساساً پوشیده تر بودن زنان کاری نیکو و رعایت حریم میان زن و مرد غیرمحرم، تا حد امکان، مطلوب است (برای نمونه رجوع کنید به کلینی، ج ۵، ص ۵۳۵؛ هیثمی، ج ۴، ص ۲۵۵؛ حرّعاملی، ج۲۰، ص ۶۵ـ۶۷)، ضمن آنکه این توصیه های اخلاقی، که غایت آنها مراقبت از سلامت زندگی اجتماعی و پیشگیری از زمینه های بروز بی بند و باری است، نباید با احکام فقهیِ الزامی خلط شوند (مطهری، ص ۲۳۵ـ۲۳۹).در برابر، برخی فقهای امامی و اهل سنّت پوشانیدن همه بدن، حتی چهره و دستها، را برای زنان واجب دانسته اند (رجوع کنید به بحرانی، ج ۷، ص ۷؛ حکیم، ج ۱۴، ص ۲۸؛ الموسوعة الفقهیة، ج ۴۱، ص ۱۳۴). در مقام استدلال، از جمله به ادله عام وجوب ستر، یا حرمت نظر که با وجوب ستر ملازمه دارد، استناد شده است، با این توضیح که اطلاق آیه ۳۰ سوره نور که نگاه نکردن به زنان غیرمحرم را بر مردان لازم شمرده است، صورت و دستها را نیز دربرمی گیرد (رجوع کنید به نجفی، ج ۲۹، ص ۷۷؛ محمدتقی خوئی، ج ۳۲، ص ۴۱ـ۴۲؛ قس مؤمن قمی، همانجا). همچنین به روایاتی که دلالت بر منع از نگاه کردن به زن غیرمحرم، به صورت مطلق، دارد و چند روایت دیگر که دلالت التزامی آنها وجوب مستور بودن تمام بدن زن است، نیز استدلال شده است (رجوع کنید به کلینی، همانجا؛ حرّعاملی، ج۲۰، ص۱۹۰ـ۱۹۵؛ نجفی، ج ۲۹، ص ۷۷؛ نیز رجوع کنید به محمدتقی خوئی، ج ۳۲، ص ۴۹). در پاسخ به این استدلال گفته اند که روایات ذکر شده، به ویژه باتوجه به سیاق آنها و واژه عورت که در آنها به کار رفته است، در مقام بیان حکمِ شرعیِ وجوبِ ستر نیست، بلکه توصیه هایی اخلاقی و ناظر بر ترجیح و مطلوبیت پوشیده بودن زنان است (رجوع کنید به شمس الدین، ص ۱۸۶ـ۱۹۰؛ شبیری زنجانی، درس خارج فقه، مورخ ۱۶/۹/۱۳۷۷ش، ۱/۱۲/۱۳۷۷ش).دلایل دیگر مورد استناد برای شمول حجاب بانوان بر صورت و دستها عبارت اند از: ۱)احادیثی (رجوع کنید به سیوطی، ذیل نور: ۳۱؛ نوری، ج ۱۴، ص ۲۷۵ـ۲۷۶) که مراد از «الّا ما ظهر» در آیه ۳۱ سوره نور را لباس دانسته اند (نجفی، ج ۲۹، ص ۷۸؛ مقدّم، ص ۲۸۳ـ۳۲۷ : در این صفحات آرای قائلان به این نظر گردآوری شده است؛ برای این نظر که استثنای مذکور از مقوله استثنای منقطع است رجوع کنید به جوادی آملی، ص ۴۱). ۲)سیره متشرعه ــکه با احراز شرایطی، به عنوان دلیل فقهی پذیرفته می شود (رجوع کنید به مظفر، ج ۲، ص ۱۵۵ـ۱۵۷)ــ پوشیده بودن صورت زنان بوده است (نجفی، ج ۲۹، ص ۷۷؛ برای نقد آن رجوع کنید به شهیدثانی، ج ۷، ص ۴۷ـ۴۸؛ علی طباطبائی، ج ۱۰، ص ۷۱؛ برای تفصیل و نقد استدلالها رجوع کنید به حکیم، ج ۱۴، ص ۲۸ـ۲۹؛ قرضاوی، ص ۴۱ـ۵۵). به نظر برخی فقها، بین استثنا دانستن صورت و دستها از حکم وجوب ستر با جواز نگاه کردن به آنها ملازمه ای وجود ندارد (برای تفصیل مطلب درباره حکم نگاه کردن رجوع کنید به نجفی، ج ۲۹، ص ۷۵ـ۸۱؛ محمدتقی خوئی، ج ۳۲، ص۴۰ـ۵۱؛ نیز رجوع کنید به نظر*).توجه به احکام گوناگون مربوط به پوشش و حجاب زنان در منابع فقهی نشان می دهد که این دستورِ الزامی دارای مراتب گوناگون است و از جمله به تبع محیطی که زن در آن قرار می گیرد، نوعی انعطاف دربردارد. مثلا فقها به استناد آیه ۶۰ سوره نور، پوشش لازم برای زنان سالخورده را که زمینه ازدواج ندارند سهل تر از حجاب متعارف دانسته اند (رجوع کنید به سطور پیشین). همچنین، به استناد آیه ۳۱ نور، پوشش زن در برابر مردانی که به نقص جنسی و عقلی دچارند (التّابِعینَ غَیرِ اُولی الاِرْبَةِ مِنَ الرِّجال، برای توضیح این تعبیر در احادیث رجوع کنید به ابن قدامه، ج ۷، ص ۴۶۲ـ۴۶۳؛ محمدباقر مجلسی، ج ۱۰۱، ص ۳۳ـ۳۵) بسیار کمتر از حجاب ضروری در برابر مردان عادی است (رجوع کنید به ابن کثیر، ذیل آیه؛ محمدتقی خوئی، ج ۳۲، ص ۷۵ـ۷۸). از سوی دیگر، برخی فقها به استناد عبارت «او نِسائِهِنَّ» در همین آیه (که مراد از آن را زنانِ مسلمانِ غیربرده می دانند)، آشکار ساختن زینت بانوان مسلمان را در برابر زنان غیرهمکیش جایز ندانسته اند تا از توصیف احتمالی ویژگیهای زنان مسلمان برای مردان پیشگیری شود (رجوع کنید به ابن قدامه، ج ۷، ص ۴۶۴؛ نجفی، ج ۲۹، ص ۷۱ـ۷۲). همچنین مقدار واجب پوشش زنان در برابر مردان محرم (غیر از همسر) و نیز زنان، بسیار کم است و به نظر مشهور فقهی، شامل سر و گردن و سینه نمی شود (جزیری، همانجا؛ محمدتقی خوئی، ج ۳۲، ص ۵۱ـ۵۵).با تأمل در حکمت تشریعِ حکم حجاب ــکه به تصریح آیات قرآن و احادیث (رجوع کنید به احزاب: ۳۳، ۵۳، ۵۹؛ نور: ۶۰؛ حرّعاملی، ج۲۰، ص ۱۹۳ـ۱۹۴، ۲۳۵ـ۲۳۶)، ایجاد امنیت روانی و حفظ سلامت اخلاقیِ جامعه و ارزش گذاری عفاف و حیاست ــ گوناگونیِ مراتب احکام حجاب به خوبی قابل تحلیل است. تأکید قرآن و احادیث و متون فقهی بر اکتساب و تقویت ملکه عفت و تقوا، ضرورت رعایت حیا و عفاف در مناسبات زن و مرد غیرمحرم، و حرمت برخی امور (چون قرارگرفتن زن و مرد غیرمحرم در یک محیط بدون امکان ورود شخص دیگر، نهی شدید از چشم چرانی مردان، وجوب ستر برای زن در برابر غیرمحرم و پرهیز او از هرگونه رفتار تحریک آمیز در محیط جامعه از قبیل تبرّج یا سخن گفتن مهیج) بیانگر ارتباط وثیق عفاف و حیا با حجاب است (رجوع کنید به احزاب: ۳۲ـ۳۳؛ نور: ۳۰ـ۳۱؛ حرّعاملی، ج۲۰، ص ۱۸۵ـ۱۸۶،۱۹۰ـ۱۹۵، ۲۰۷ـ۲۰۹، ۲۱۱ـ ۲۱۲؛ محمدباقر مجلسی، ج ۶۸، ص ۲۶۸ـ۲۷۲؛ طباطبائی یزدی، ج ۵، ص۴۹۰؛ زحیلی، ج ۷، ص ۳۳۶ـ۳۳۷).بر این اساس، برای حفظ و استقرار حجاب به عنوان هنجاری ایمانی ـ اجتماعی در همه مناسبات اجتماعی، علاوه بر زنان، مردان نیز به موجب فقه اسلامی مکلف اند که در ارتباطات خود با افراد جامعه ــ خواه زنان غیرمحرم، خواه محارم و خواه همجنسان ــ مراتبی از ستر و عفاف را رعایت کنند. هرچند ستر واجب برای مردان بسیار کمتر از زنان است (طباطبائی یزدی، ج ۵، ص ۴۹۵؛ جزیری، همانجا)، برخی فقهای شیعه و اهل سنّت (رجوع کنید به جزیری، همانجا؛ مکارم شیرازی، ج ۲، ص ۳۴۸) پوشاندن مواضعی از بدن را که به طور معمول پوشانده می شود، در برابر غیرمحرم بر مردان لازم شمرده اند. همچنین به نظر برخی فقهای شیعه، هرگاه بدن مرد در معرض نگاه آمیخته با تلذد باشد، مانند مردانی که به ورزش یا عزاداری می پردازند، پوشاندن بدن بر او واجب است، زیرا از مصادیق «معاونت بر اثم» (همیاری در امر گناه) شمرده می شود (شبیری زنجانی؛ درس خارج فقه، مورخ ۱۵/۹/۱۳۷۷ش؛ قس محمدتقی خوئی، ج ۳۲، ص ۱۰۴ـ۱۰۵). به اقتضای حکمت مذکور برای حکم حجاب، پوشش زن فقط در برابر مردان لازم نیست، بلکه، به استناد آیه ۳۱ سوره نور، به نظر برخی فقها وی در برابر پسر نابالغ ممیز هم باید این تکلیف را مراعات کند (نجفی، ج ۲۹، ص ۸۲؛ زحیلی، ج ۷، ص ۱۹).از نکات مورد تأکید فقها تأسیسی بودن حکم حجاب در اسلام است (شبیری زنجانی، درس خارج فقه مورخ ۱۰/۹/۱۳۷۷ش) و دیگر اینکه اصل حجاب از احکام ضروریِ اسلام است (منتظری، ص ۴۵۷؛ مکارم شیرازی، ج ۲، ص ۳۴۹؛ سیستانی، ص ۴۱۴)؛ ازاین رو، فقها حتی در وضعی که زندگی زناشویی زن به سبب رعایت حجاب به مخاطره افتد، برداشتن حجاب را به انگیزه رفع مخاطره، جایز ندانسته اند (رجوع کنید به ابوالقاسم خوئی، ج ۲، ص ۱۹۷، ۱۹۹؛ خوئی و تبریزی، ج ۱، ص ۵۰۵؛ گلپایگانی، ج ۲، ص ۱۸۷ـ۱۸۸). در عین حال، در موارد اضطرار (مانند بیماری) رفع حجاب به مقدار ضرورت تجویز شده است (ابوالقاسم خوئی، ج۲، ص۱۹۷؛ مکارم شیرازی، ج۳، ص۲۵۶؛ خامنه ای، ج۲، ص۷۹). فتاوای فقها حاکی از آن است که فعالیتها و مراودات اجتماعی زنان را به هیچ روی منافی با حجاب نمی دانند و از جمله بر جواز اشتغال و تحصیل بانوان، مشروط بر رعایت حجاب، فتوا می دهند (رجوع کنید به ابوالقاسم خوئی، ج ۲، ص۲۰۴، ۲۰۶ـ ۲۰۸؛ منتظری، همانجا؛ خامنه ای، ج۲، ص۸۵).در فقه اسلامی شکل خاصی از پوشش برای زن تعیین نشده و فقط بر پوشیده بودن بدن، جز موارد استثنا، تصریح شده است (رجوع کنید به خوئی و تبریزی، ج ۵، فتاوی تبریزی، ص ۴۲۹؛ سیستانی، ص ۴۸۶، ۵۴۲؛ مکارم شیرازی، ج ۲، ص ۳۴۹ـ۳۵۰، ج ۳، ص ۲۴۹)، حتی برخی فقها پوشش حجم بدن را بنفسه لازم ندانسته اند (رجوع کنید به ابوالقاسم خوئی، ج ۲، ص ۱۹۶؛ شبیری زنجانی، درس خارج فقه، مورخ ۴/۱۱/۱۳۷۷ش). البته آنان پوشیدن لباسهای نازک و بدن نما و تحریک آمیز را نپذیرفته اند و درباره استفاده از لباسهای رنگارنگ و تزیین شده ملاحظاتی دارند (رجوع کنید به ابوالقاسم خوئی، ج ۲، ص ۲۱۱؛ خوئی و تبریزی، ج ۲، ص ۳۷۲؛ منتظری، همانجا).شکل حجاب و چگونگی انطباق آن با معیارهای پوشش اسلامی با توجه به عواملی چون فرهنگ و آداب و باورها و عرف و شرایط اقلیمی و گاه محدودیتهای اجتماعی هر سرزمین، تفاوت می کرده است. مثلاً رایج ترین نوع پوشش اسلامی در ایران، چادر بوده که در مقاطع گوناگون تاریخی و اوضاع جغرافیایی، متنوع بوده است (رجوع کنید به چادر*)، اما زنان مسلمانِ پایبند به حجاب در بسیاری از کشورهای اسلامی، دست کم در دهه های اخیر، به ندرت از چادر استفاده کرده اند. در کشورهای عربی خاورمیانه، عَبایه و در مغرب، جلّاب رایج بوده و همچنان رایج است. زنان مسلمان مقیم در کشورهای غیراسلامی ــ که گاه محدودیتهایی برای رعایت حجابشان اعمال می شودــ نیز کوشیده اند پوشش مناسب از نظر محیطی و مقبول از نظر شرعی را طراحی و درباره مطابقت آن با موازین فقهی، استفتا کنند (برای نمونه رجوع کنید به سیستانی، ص ۵۴۲).اگرچه حجاب، دستوری قرآنی و تکلیفی دینی است که مخاطبان آن اصالتاً مکلّفان هستند، اما ماهیت این حکم، اجتماعی است و ازاین رو رعایت یا عدم رعایت آن بروز و ظهور اجتماعی می یابد. از سوی دیگر، اقتضای اطلاقات ادله احکام فردی و اجتماعی دین آن است که تمام مقررات دینی در جامعه اجرا شود و شارع به رعایت نشدن احکام دین راضی نیست. از لوازم این موضوع آن است که حکومتها در یک جامعه اسلامی در برابر جهت گیری اخلاقی مردم و اجرای احکام شریعت در زندگی اجتماعی مسئولیت دارند و باید به حفظ شئون اجتماع ملتزم باشند و به آموزه های دینی احترام گذارند (رجوع کنید به سروش، ص۱۷۴ـ۱۷۵، ۴۹۹ـ۵۰۳، ۵۰۶ ـ۵۰۷). دولت اسلامی همان گونه که نمی تواند اجازه شرب خمر علنی را، حتی به پیروان ادیان دیگر بدهد، نمی تواند با رعایت نشدن حجاب در جامعه نیز موافقت کند، زیرا حجاب، فراتر از ادای تکلیف توسط مؤمنان، هنجاری لازم الاجرا در جامعه دینی است.برخی مخالفان دخالت حکومت در این زمینه بر آن اند که پیشگیری از بی حجابی سابقه فقهی و تاریخی ندارد و سیره معصومان، به ویژه پیامبر صلی اللّه علیه وآله و امام علی علیه السلام که حکومت تشکیل داده بودند، الزام حکومتیِ حجاب نبوده است و آنان به تذکار و ارشاد بسنده می کرده و هیچ گاه برای بی حجابی حکم کیفری صادر نکرده اند (رجوع کنید به فقیه شیرازی، ص ۲۷۱؛ نیز رجوع کنید به ابن حنبل، ج ۱، ص ۲۵۱؛ کلینی، ج ۵، ص ۵۳۷؛ بیهقی، ج ۲، ص ۲۲۶). در پاسخ این ادعا گفته اند که اصولاً تا قبل از دوره جدید، حجاب زنان امری متداول و شایع در دنیای متمدن بوده است. حکومتهای مسلمان در گذشته با این مسئله به شکل کلان روبه رو نبودند و تنها در سده اخیر، و به تبع تغییر وضع در دنیای غرب، حرکتهای گوناگونی برای رفع حجاب در کشورهای اسلامی سازمان دهی شد (رجوع کنید به ادامه مقاله).عصر جدید و مسئله حجاب اسلامی. پرسش از مسئله حجاب، از منظرهای مختلف، در چند دهه اخیر پرسشی جدی و پرطنین بوده است؛ مثلاً جریانهای مختلف اجتماعی، از جمله جنبشهای دفاع از حقوق زنان، با تشکیک در چند و چون حکم حجاب و طرح دیدگاههایی در مخالفت با آن، نقش مهمی در مقابله با حجاب در جوامع اسلامی داشته اند. بنابر گزارشهای مستند، در اواخر سده گذشته، هم در ایران و هم در قلمرو عثمانی، تغییر و تحولات بسیاری در وضع حجاب ایجاد شد که بی سابقه بود (رجوع کنید به خان ملک ساسانی، ص۲۲۶ـ ۲۲۸؛ ساناساریان، ص ۹۸ـ۱۰۰؛ صادقی، ص ۳۰ـ۳۲، ۴۶ـ۴۸).مطرح شدن موضوع کشفِ حجاب* در ایران ــکه زمزمه آن هم زمان بانفوذ و رواج افکار تجددگرایانه از سالهای نخست پیروزی مشروطه آغاز شد و حدود ۲۵ سال بعد، در ۱۳۱۴ش، به دستور رضاشاه پهلوی اجبار و اجرا گردیدــ سبب نگارش آثار مستقل متعددی در واکنش به این اقدام و اثبات قطعی بودن حکم حجاب در اسلام شد (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، ج ۶، ص۲۵۴، پانویس؛ جعفریان، ۱۳۸۰ش الف، ص ۲۹ـ۳۱، ۳۵). نگارش رساله هایی به نام حجابیه، ظاهرآ از ۱۳۲۹ با رسالة فی وجوب الحجاب و حرمةالشراب، اثر محمدصادق ارومی فخرالاسلام (عالم مسیحیِ نومسلمان و نویسنده اَنیسُ الاَعْلام)، آغاز گردید، ولی بیشتر رساله های حجابیه در سالهای ۱۳۰۶ و ۱۳۰۷ش نوشته شدند. پس از سقوط رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰ و لغو قانون کشف حجاب اجباری در ۱۳۲۲ش، نیز کتابها و مقاله های زیادی در این باره انتشار یافت (جعفریان، ۱۳۸۰ش الف، ص ۳۵ـ۳۶). تعدادی از این رساله ها به کوشش رسول جعفریان با عنوان رسائل حجابیه در ۱۳۸۰ش به چاپ رسیده است.ساختار موضوعی و محتوای رساله های حجابیه عموماً چنین است: تاریخ حجاب در ادیان دیگر و سابقه دار بودن آن نزد اقوام و ادیان گوناگون؛ بررسی آیات و احادیث راجع به حجاب و آرای فقها درباره حد آن؛ فلسفه حجاب؛ اهمیت تعلیم و تربیت بانوان و تعارض نداشتن حجاب با آن؛ بیان اهداف طرفداران کشف حجاب، گزارش انتقادهای آنان و پاسخ به آنها؛ و بررسی آثار منفی رفع حجاب، مانند رواج بی عفتی، کاهش ازدواج و افزایش طلاق.رویکرد مباحث در مقالات و کتابهای نگاشته شده بر ضد حجاب نیز بدین گونه است: تحریف مسائل مطروحه در ذیل آیات مربوط به حکم پوشش، منافات داشتن حجاب با شیوه زندگی جدید، ضرورت آزادی زن، ناسازگاریِ حجاب با مشارکت زن در فرایند تعلیم و تربیت و فعالیتهای اجتماعی، فاقد اصالت دینی بودن حجاب به سبب وارد شدن آن از دیگر فرهنگها به فرهنگ مسلمانان، انکار ارتباط حجاب با عفت و تأکید بر تأثیر منفی حجاب در برانگیختن احساسات غیراخلاقی جنسی.گفتنی است که در سالهای آخر دهه ۱۳۴۰ش، کتابِ مسئله حجاب مرتضی مطهری از آثار مهم و تأثیر گذار در دفاع از حکم حجاب بود و به سبب ویژگیهای انحصاریِ آن با اقبال بسیار روبه رو شد. پس از پیروزی انقلاب (۱۳۵۷ش) نیز، باتوجه به برجسته تر شدن جایگاه و اهمیت حجاب در جامعه ای که بر پایه آموزه های دینی انقلاب کرده بود، مقالات و آثار بسیاری در این باره به چاپ رسید (برای کتاب شناسی حجاب رجوع کنید به جعفریان، ۱۳۸۰ش ب، ص ۱۳۳۷ـ۱۳۴۸؛ نیز برای برخی آثار رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، ج ۶، ص ۲۵۴، ج ۷، ص ۵۷، ج۱۱، ص۹، ۶۳، ج ۱۲، ص۹۰، ۱۵۴، ۱۶۴ـ۱۶۵، ۱۹۲، ج۱۵، ص۱۸۳، ۲۷۲، ج۱۷، ص۲۳۵).نکته در خور دقت در آثار مخالفان حجاب این است که چون سنّت جاری حجاب در مناطق گوناگون دنیای اسلام، پوشاندن تمام بدن (از جمله صورت و دستها) بود، برخی قائلان به کشف حجاب، با استناد به دلایل قرآنی و حدیثی، به اثبات واجب نبودن پوشش صورت و دستها پرداختند و سپس با خلط بحث، مدعی شدند که حکم حجاب در قرآن ذکر نشده و مبنای شرعی ندارد. مقصود آنان از حجاب، نقابی بود که زنان به صورت می زدند (رجوع کنید به قاسم امین، ص ۵۶ـ۶۸؛ زین الدین، ص ۲۳۷ـ ۲۴۴، ۲۶۳ـ۲۶۴، ۲۶۶ـ۲۷۰؛ مینوی، ص ۱۲۶۳ـ ۱۲۶۷). در حقیقت، سخن گفتن برضد حجاب، به سبب نهادینه بودن آن نزد مسلمانان و آمیخته شدن با غیرت دینی و اخلاقی، یکباره میسر نبود؛ از این رو آنان ابتدا مسئله کاهش حدود حجاب را پیش کشیدند و با تأکید بر جواز شرعی نپوشاندن صورت و دستها یا نگاه به آنها، که فتوای مشهور فقها نیز هست، نخستین گام برای مطرح کردن نفی کلی حجاب را برداشتند (جعفریان، ۱۳۸۰ش الف، ص ۳۳ـ۳۴، ۴۳) که از آن به «حیله کَشْفیین» (حیله قائلان به کشف حجاب) تعبیر شده است (رجوع کنید به طالقانی طهرانی، ص ۴۱۶ـ۴۱۸).در هر صورت، پس از سقوط رضاشاه در ایران، با مقاومت علما و متدینان، امکان حضور زنان در جامعه با رعایت حجاب شرعی، فراهم گشت. بر پایه گزارشها، در سالهای منتهی به انقلاب اسلامی، استفاده از پوشش اسلامی در ایران رشد محسوسی یافت (رجوع کنید به انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، کتاب ۱، ص ۲۶۸، کتاب ۲، ص ۱۲۶، ۱۲۹) . در آغاز روند انقلاب اسلامی ایران و در راه پیماییها، حجاب نمادی اساسی برای مخالفان حکومت بود و نوعی ابراز نارضایتی و مخالفت با الگوهای تحمیل شده بر زنان در دوران پهلوی به شمار می رفت (حافظیان، ص ۱۶۹ـ۱۷۸). پس از پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی بارها درباره حجاب و اهمیت آن سخن گفت که برخی از آنها پاسخ به پرسش درباره شیوه اجرای حکم حجاب در ایران بود (برای نمونه رجوع کنید به امام خمینی، ج ۲، ص ۲۵۹، ج ۹، ص ۹۵ـ۹۶، ج ۱۹، ص ۱۲۱). در اسفند ۱۳۵۸، نیز بحث الزامی شدن رعایت حجاب از سوی بانوان در جمهوری اسلامی ایران مطرح شد و بر پایه این دیدگاه فقهی که مخالفت عملی با حکم حجاب می تواند مشمول کیفر تعزیر باشد (برای نمونه رجوع کنید به گلپایگانی، ج ۳، ص۲۱۰ـ۲۱۱)، در تبصره مادّه ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی برای آن ضمانت اجرایی کیفری مقرر شد (برای این مادّه قانونی و نقد آن رجوع کنید به هاشمی، ص ۱۵۲ـ۱۵۵).علاوه بر ایران، در یکی دو دهه اخیر، رعایت حجاب شرعی، در میان زنان کشورهای مسلمان و مسلمانان ساکن کشورهای غیراسلامی نیز مورد استقبال قرار گرفته است و به عنوان پدیده اجتماعی مهمی که نقش برجسته ای در هویت نمایی مسلمانان دارد، گاه جنبه سیاسی نیز یافته و حتی در بعضی کشورهای اروپایی عکس العملهایی را برانگیخته است.از سوی دیگر، حجاب زنان در دو سه قرن اخیر، نزد اروپاییان، و به تبع آن در جهان اسلام، طنینی گسترده داشته است. این موضوع ابتدا در آثار سفرنامه نویسان غیرمسلمان و بعدها در آثار مکتوبِ راجع به حقوق زنان مسلمان و سپس در رسانه های جمعی کشورهای غیراسلامی بسیار مورد توجه واقع شده و گاه بارزترین نماد جهان اسلام معرفی گردیده است. در عین حال، بیشتر غیرمسلمانان، به ویژه هواداران جنبشهای دفاع از حقوق زنان، حجاب را پوششی دست و پاگیر، محدودکننده و نشانه بارز ظلم به زنان و سیطره مردان بر آنان معرف کرده اند (>دایرةالمعارف زنان و فرهنگهای اسلامی<، ج ۱، ص ۳۶۴، ۴۴۰، ۴۴۲ـ۴۴۳، ج ۲، ص ۲۹۱، ۶۸۶؛ احمد، ص ۱۵۲ـ۱۵۴، ۱۶۰، نیز رجوع کنید به ص ۱۴۹ـ۱۵۰). این نحوه مواجهه، ناشی از تحولی کلی است که در غرب جدید پس از دوره نوزایی (رنسانس) و انقلاب صنعتی، روی داده است. پذیرش این اصل که انسان، خود اخلاقیات خود را می سازد و هنجارها را نه قانون الهی، که عرف تعیین می کند، مهم ترین عامل نفی پایبندی به الزامات اجتماعی دینی بوده (کیوپیت، ص ۴۱ـ۴۲، ۱۵۹) و یکی از مظاهر آن، کنار گذاشتن تدریجی حجاب و پوشش شرعی، به مثابه نماد حضور دین در اجتماع، است (رجوع کنید به دورانت، ج ۵، ص ۶۱۴ـ ۶۱۸).حضور فعالِ همراه با مداخلات غربیان در کشورهای اسلامی در قرن سیزدهم/ نوزدهم و نفوذ فرهنگ مدرن و در پی آن گسترش مباحث مرتبط با زندگی اجتماعی و حقوقی زنان در جهان اسلام، به تبع آنچه در جهان غربیِ جدید روی داد، موجب شد که در اواخر این قرن بحث از زن، جنسیت و نسبتِ آموزه های اسلامی با حقوق زنان، از جمله نوع پوشش آنان، مورد توجه قرار گیرد. بارزترین نمود این مسئله در زمان سیطره انگلستان بر مصر روی داد که استفاده آنان از ادبیات فمینیستی و شناساندن حجاب به عنوان نماد مظلومیت و فرودستی زنان مصری سبب شد پوشش زن مسلمان، موضوع محوریِ گفتمان ناسیونالیستی ـ فمینیستی در این کشور شود. ظاهراً اصطلاح حجاب در بین مسلمانان نیز از همین دوران رایج شده است (>دایرةالمعارف جهان اسلام آکسفورد<، همانجا؛ >دایرةالمعارف زنان و فرهنگهای اسلامی<، ج ۱، ص ۴۴۱، ۴۴۳، ج۳، ص۳۹۴، ۳۹۶؛ احمد، ص ۱۲۷ـ ۱۲۸، ۱۵۱ـ۱۵۵).مخالفان حجاب در جوامع مسلمان این ادعا را نیز پیش کشیده اند که این نوع پوشش زنان در جوامع اسلامی نه از احکام اسلام بلکه از تمدنهای دیگر، مانند روم شرقی و ایران، به میان مسلمانان آمده است (رجوع کنید به قاسم امین، ص ۵۶؛ کسروی، ص ۶ـ ۱۰؛ احمد، ص ۱۴ـ۱۵، ۵۵؛ نیز رجوع کنید به مطهری، ص ۲۰۵ـ ۲۰۶). دیگر آنکه از دیدگاه جنبشهای فمینیستی، حجاب بیش از آنکه پوشاننده بدن زن باشد، مطرح کننده او به مثابه جنس مؤنث است. به نظر آنان اسلام جنسیت زن را بالقوه برای امنیت اخلاقی جامعه خطرساز دانسته و برای پیشگیری از وقوع فتنه در اجتماع که قلمرو مردان است، زنان را ملزم به رعایت حجاب نموده است. بر پایه نظر آنان، حجاب نماد جداسازی جنسیتی و تفاوت نهادن میان جنسیتهاست و تشریع آن مظهر تداوم ذهنیت دوران جاهلیت نسبت به زن و عقب نشینی اسلام از اصول برابری اجتماعی به شمار می رود (رجوع کنید به مرنیسی، ص ۲۷۲ـ ۲۷۳؛ >دایرةالمعارف زنان و فرهنگهای اسلامی<، ج ۲، ص ۵۰۰، ۶۸۶).در واکنش به انتقادهای استعمارگران و شرق شناسان و فمینیستها و مخالفان حجاب از قوانین اسلامیِ مرتبط با زنان و از جمله مقوله حجاب، شماری از نویسندگان و متفکران جهان عرب، به ویژه در مصر و لبنان، علاوه بر تحلیهای ریشه یابانه این اظهارات، درصدد برآمدند با ارائه تفسیری جدید از آموزه های اسلام، آنها را به گونه ای تأویل کنند که با مباحث جدیدِ مرتبط با حقوق زنان سازگاری یابد. از این رویکرد در ایران، برخلاف کشورهای عربی، استقبال جدی نشد، بلکه رواج ملی گراییِ معطوف به پیشینه قبل از اسلام، پس از تأسیس حکومت پهلوی که با کنار گذاشتن هویت اسلامی و جهت گیری کلیِ احیای آنچه سابقه تاریخی ایران پیش از اسلام نامیده می شد، کشور را به سمتی پیش برد که در آن نفی حجاب به منزله دفاع از منزلت زنان و حجاب با جهل، عقب ماندگی و نامتمدن بودن مساوی دانسته می شد (رجوع کنید به قاسم امین، ۱۳۱۶؛ زین الدین، ۱۳۴۶؛ صادقی، ص ۱۲ـ۱۵، ۲۲، ۵۲ـ۵۳، ۶۱).اما به رغم همه مخالفتها، برای بسیاری از زنان مسلمان، حجاب نماد مقاومت زنان در برابر فرهنگ تحمیل شده به جهان اسلام به شمار می رود و اکنون در بین زنان مسلمان، به خصوص مسلمانان ساکن در کشورهای غربی، حجاب نماد دین داری، اسلام گرایی، سازگاری آموزه های اسلامی با دنیای مدرن و نفی فرهنگ غرب است (>دایرةالمعارف زنان فرهنگهای اسلامی<، ج۱، ص۳۰۱ـ ۳۰۲، ۴۴۰ـ۴۴۱، ج ۲، ص۲۹۰، ج ۳، ص ۳۹۸ـ ۳۹۹، ج ۴، ص۴۰). اینک باتوجه به اقامت حدود ۴۵۰ میلیون مسلمان در ۱۵۰ کشور غیرعضو سازمان کنفرانس اسلامی، موضوعِ ممنوعیت حجاب اسلامی از دیدگاه حقوق بین الملل، باتوجه به اصول حاکم بر حقوق اقلیتها*، مورد بحث و گفتگوست (رجوع کنید به میرمحمدی، ص ۵۰). همچنین رویکرد کلی جهان اسلام در فرایند جهانی شدن*، یافتن ساز و کاری مناسب برای حفظ هویت فرهنگی مسلمانان است و در این میان بحث از حجاب و پوشش زنان جایگاه ویژه ای دارد.
منابع : علاوه بر قرآن و کتاب مقدّس؛ آقابزرگ طهرانی؛ ابن بابویه، علل الشرایع، نجف ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، چاپ افست قم ]بی تا.[؛ ابن حزم، المُحلّی، چاپ احمد محمد شاکر، بیروت: دارالآفاق الجدیدة، ]بی تا.[؛ ابن حنبل، مسندالامام احمدبن حنبل، بیروت: دارصادر، ]بی تا.[؛ ابن سعد (لیدن)؛ ابن قدامه، المغنی، بیروت: دارالکتاب العربی، ]بی تا.[؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت ۱۴۱۲؛ ابن منظور؛ احمد دردیر ابوالبرکات، الشرح الکبیر، بیروت: داراحیاء الکتب العربیة، ]بی تا.[؛ احمدبن محمد اشعری قمی، کتاب النوادر، قم ۱۴۰۸؛ امام خمینی، صحیفه نور، تهران، ج ۲، ۱۳۶۱ش، ج ۹، ۱۳۷۴ش، ج ۱۹، ۱۳۶۸ش؛ مرتضی بن محمدامین انصاری، کتاب النّکاح، قم ۱۴۱۵؛ انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، تهران: سروش، کتاب ۱، ۱۳۷۶ش، کتاب ۲، ۱۳۷۷ش؛ یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ش؛ محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ]چاپ محمد ذهنی افندی[، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱، چاپ افست بیروت ]بی تا.[؛ احمدبن محمد برقی، المحاسن، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۱۳؛ احمدبن حسین بیهقی، السنن الکبری، بیروت : دارالفکر، ]بی تا.[؛ محمداعلی بن علی تهانوی، موسوعة کشّاف الفنون و العلوم، چاپ رفیق العجم و علی دحروج، بیروت ۱۹۹۶؛ عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰؛ احمدبن علی جصاص، کتاب احکام القرآن، ]استانبول[ ۱۳۳۵ـ ۱۳۳۸، چاپ افست بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶؛ رسول جعفریان، «بدعت کشف حجاب در ایران»، در رسائل حجابیه: شصت سال تلاش علمی در برابر بدعت کشف حجاب، چاپ رسول جعفریان، دفتر۱، قم: دلیل ما، ۱۳۸۰ش الف؛ همو، «کتابشناسی حجاب»، در همان، دفتر۲، قم: دلیل ما، ۱۳۸۰ش ب؛ عبداللّه جوادی آملی، کتاب الصلاة، تقریرات درس آیةاللّه محقق داماد، قم ۱۴۰۵؛ اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره ۱۳۷۶، چاپ افست بیروت ۱۴۰۷؛ محمدحسین حافظیان، زنان و انقلاب: داستان ناگفته، تهران ۱۳۸۰ش؛ محمدبن عبداللّه حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلی، بیروت ۱۴۰۶؛ حرّ عاملی؛ محسن حکیم، مستمسک العروة الوثقی، چاپ افست قم ۱۴۰۴؛ علی خامنه ای، اجوبة الاستفتاءات، ج ۱، کویت ۱۴۱۵/۱۹۹۵، ج ۲، بیروت ۱۴۲۰/۱۹۹۹؛ احمدخان ملک ساسانی، یادبودهای سفارت استانبول، تهران ۱۳۴۵ش؛ ابوالقاسم خوئی، المسائل الشرعیة: استفتاءات، ج :۲ المعاملات، قم ۱۴۲۱/۲۰۰۰؛ ابوالقاسم خوئی و جواد تبریزی، صراة النجاة: استفتاءات لآیةاللّه العظمی الخوئی مع تعلیقة و ملحق لآیةاللّه العظمی التبریزی، قم ۱۴۱۶ـ۱۴۱۸؛ محمدتقی خوئی، المبانی فی شرح العروة الوثقی : النکاح، تقریرات درس آیةاللّه خوئی، در موسوعة الامام خوئی، ج ۳۲، قم: مؤسسة احیاء آثار الامام الخوئی، ۱۴۲۶/۲۰۰۵؛ ویلیام جیمز دورانت، تاریخ تمدن، ج ۵: رنسانس، ترجمه صفدر تقی زاده و ابوطالب صارمی، تهران ۱۳۶۷ش؛ محمدبن محمد زبیدی، تاج العروس من جواهرالقاموس، ج ۲، چاپ علی هلالی، کویت ۱۳۸۶/۱۹۶۶، چاپ افست بیروت ]بی تا.[؛ وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، دمشق ۱۴۰۴/۱۹۸۴؛ محمدبن بهادر زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸؛ نظیرة زین الدین، السُفُور و الحجاب، بیروت ۱۳۴۶/۱۹۲۸؛ الیز ساناساریان، جنبش قوق نان در ایران: طغیان، افول و سرکوب از ۱۲۸۰ تا انقلاب ۵۷، ترجمه نوشین احمدی خراسانی، تهران ۱۳۸۴ش؛ عبدالاعلی سبزواری، مهذّب الاحکام فی بیان الحلال و الحرام، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۶؛ محمد سروش، دین و دولت در اندیشه اسلامی، قم ۱۳۷۸ش؛ علی سیستانی، استفتاءات المرجع الدینی الأعلی السید السیستانی مدظله، قم ۲۰۰۰؛ علی اکبر سیفی مازندرانی، دلیل تحریرالوسیلة، ]تهران[: مؤسسة تنظیم و نشر آثار الامام الخمینی، ]بی تا.[؛ سیوطی؛ محمدبن احمد شمس الائمه سرخسی، کتاب المبسوط، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶؛ محمدمهدی شمس الدین، مسائل حرجة فی فقه المرأة، کتاب :۱ الستر و النظر، بیروت ۲۰۰۱؛ محمد شوکانی، فتح القدیر، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ]بی تا.[؛ زین الدین بن علی شهیدثانی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹؛ فاطمه صادقی، جنسیت، ناسیونالیسم و تجدد در ایران (دوره پهلوی اول)، تهران ۱۳۸۴ش؛ ابوالحسن طالقانی طهرانی، «محاکمه در موضوع حجاب»، در رسائل حجابیه، همان منبع، دفتر۱؛ علی بن محمدعلی طباطبائی، ریاض المسائل فی بیان الاحکام بالدلائل، قم ۱۴۱۲ـ۱۴۲۰؛ محمدحسین طباطبائی؛ محمدکاظم بن عبدالعظیم طباطبائی یزدی، العروةالوثقی، قم ۱۴۱۷ـ۱۴۲۰؛ طبرسی؛ طبری، جامع؛ محمدبن حسن طوسی، المبسوط فی فقه الامامیة، ج ۴، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران ۱۳۸۸؛ حسن بن عبداللّه عسکری، معجم الفروق اللغویة، الحاوی لکتاب ابی هلال العسکری و جزءآ من کتاب السید نورالدین الجزائری، قم ۱۴۱۲؛ حسن بن یوسف علامه حلّی، تذکرةالفقهاء، چاپ سنگی ]بی جا، بی تا.[؛ چاپ افست تهران ۱۳۸۸؛ محمدهادی فاضل، «بررسی لزوم و حدود حجاب در فقه اهل تسنن»، کتاب زنان، ش ۳۷ (پاییز ۱۳۸۶)؛ محمدبن حسن فخرالمحققین، ایضاح الفوائد فی شرح اشکالات القواعد، چاپ حسین موسوی کرمانی، علی پناه اشتهاردی، و عبدالرحیم بروجردی، قم ۱۳۸۷ـ۱۳۸۹، چاپ افست ۱۳۶۳ش؛ محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، أو، مفاتیح الغیب، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰؛ محسن فقیه شیرازی، «نقد مقاله حبل المتین»، در رسائل حجابیه، همان منبع، دفتر۱؛ محمدبن شاه مرتضی فیض کاشانی، کتاب الوافی، چاپ ضیاءالدین علامه اصفهانی، اصفهان ۱۳۶۵ـ۱۳۷۴ش؛ قاسم امین، تحریرالمرأة، قاهره ۱۳۱۶/۱۸۹۹؛ یوسف قرضاوی، النقاب للمرأة: بین القول ببدعیته... و القول بوجوبه، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۱؛ محمدبن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵؛ علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۱؛ محمدعلی کاظمی خراسانی، کتاب الصلاة، تقریرات درس آیةاللّه نائینی، قم ۱۴۱۱؛ احمد کسروی، خواهران و دختران ما، تهران ۱۳۲۴ش؛ علی اکبر کلانتری، فقه و پوشش بانوان، قم ۱۳۸۳ش؛ کلینی؛ دان کیوپیت، دریای ایمان، ترجمه حسن کامشاد، تهران ۱۳۸۰ش؛ محمدرضا گلپایگانی، مجمع المسائل، قم، ج ۲، ۱۳۶۴ش، ج ۳، ]بی تا.[؛ محمدباقربن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛ همان، ج ۳۰، چاپ عبدالزهراء علوی، بیروت: دارالرضا، ]بی تا.[؛ محمدتقی بن مقصودعلی مجلسی، روضةالمتقین فی شرح مَن لایحضُرُه الفقیه، چاپ حسین موسوی کرمانی و علی پناه اشتهاردی، قم ۱۴۰۶ـ۱۴۱۳؛ فاطمه مرنیسی، زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش: برداشتی نوین از حقوق زن در اسلام، ترجمه ملیحه مغازه ای، تهران ۱۳۸۰ش؛ مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت ]بی تا.[؛ مرتضی مطهری، مسئله حجاب، تهران ۱۳۷۰ش؛ محمدرضا مظفر، اصول الفقه، قم ۱۳۷۰ش؛ احمدبن محمد مقدس اردبیلی، زبدة البیان فی احکام القرآن، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران ]بی تا.[؛ محمدبن احمد اسماعیل مقدم، ادلة الحجاب، اسکندریه ۱۴۲۵/۲۰۰۵؛ ناصر مکارم شیرازی، استفتائات جدید، گردآوری ابوالقاسم علیان نژادی، قم ۱۳۸۵ش؛ حسینعلی منتظری، رساله توضیح المسائل، تهران ۱۳۷۷ش؛ الموسوعة الفقهیة، ج ۴۱، کویت : وزارة الاوقاف و الشئون الاسلامیة، ۱۴۲۳/۲۰۰۲؛ محمد مؤمن قمی، کتاب الصلاة، تقریرات درس آیةاللّه محقق داماد، قم ۱۴۰۵؛ مصطفی میرمحمدی، «عدم ممنوعیت حجاب اسلامی از منظر حقوق بین الملل اقلیت ها»، کتاب زنان، ش ۳۷ (پاییز ۱۳۸۶)؛ مجتبی مینوی، «پوشیدن روی یا نپوشیدن روی: در دفاع از کشف حجاب»، در رسائل حجابیه، همان منبع، دفتر۲؛ محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج ۲۹، چاپ محمود قوچانی، بیروت ۱۹۸۱؛ احمدبن محمدمهدی نراقی، مستند الشیعة فی احکام الشریعة، ج ۱۶، قم ۱۴۱۹؛ حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم ۱۴۰۷ـ۱۴۰۸؛ حسین هاشمی، «نقدی بر ماده ۶۳۸ ق.م.ا. در جرم انگاری بدحجابی»، کتاب زنان، ش ۳۷ (پاییز ۱۳۸۶)؛ علی بن ابوبکر هیثمی، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸؛Leila Ahmed, Women and gender in Islam: historical roots of a modern debate, New Haven ۱۹۹۲; Encyclopedia Judaica, Jerusalem ۱۹۷۸-۱۹۸۲, s.v. "Head, covering of the" (by Meir Ydit); EIr. s.vv. "Cador. I: in early literary sources" (by Bijan Gheiby), "Cador. II: among Zoroastrians" (by James R. Russell); The encyclopedia of religion, ed. Mircea Eliade, New York ۱۹۸۷, s.vv. "Clothing. religious clothing in the west" (by Deborah B. Kraak), "Tertullian" (by E. Glenn Hinson); Encyclopedia of the women & Islamic cultures, ed. Suad Joseph, Leiden: Brill, ۲۰۰۳-۲۰۰۷; The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world, ed. John L. Esposito, New York ۱۹۹۵, s.v. "Hijab" (by Fadwa el Guindi).